انجمن کلیمیان تهران انجمن کلیمیان تهران
   

ظرفیت‌های هم‌گرایی ادیان در ایران 

   

اندازه نوشتار:

 



پاییز  1389

مقاله‌ی حاضر حاصل حضور حقوقدان ایرانی یهودی در همایش روز جهانی فلسفه است. این همایش از سی‌ام آبان الی دوم آذر ماه در محل کتابخانه ملی ایران، با حضور اندیشمندان داخلی و خارجی برگزار شد.
شرکت‌کنندگان در این همایش در نشست‌های تخصصی با موضوعات مختلفی مانند فلسفه و اخلاق، فلسفه و حوزه‌های عمومی، ارتباط میان نظر و عمل در تاریخ فلسفه مقالات خود را ارائه کرده و به تبادل نظر پرداختند.
مقاله ظرفیت‌های هم‌گرایی ادیان در ایران به قلم فرهاد افرامیان در نشست تخصصی فلسفه و دین با حضور دکتر محمدرضا وصفی، دکتر گرگوری آراکلیان، دکتر موبد خورشیدیان و دکتر سیامک مره‌صدق نماینده ایرانیان یهودی در مجلس شورای اسلامی و جمعی دیگر از اندیشمندان یهودی و مسلمان در اولین روز این همایش ارائه گردید.
متن کامل این مقاله جهت استفاده‌ی علاقه‌مندان به چاپ می‌رسد.
مقاله حاضر به بررسي همگرايي اديان به عنوان موضوعي توسعه اي مي پردازد كه پروسه دستيابي به آن به تعبيري، تحققش مي تواند به شيوه اي عملي، مورد تجزيه و تحليل قرار گيرد و نتيجتاً آسيب شناسي خاص خود را نيز دارا خواهد بود. بدين ترتيب همگرايي به عنوان فرايندي توسعه اي مورد توجه قرار مي گيرد و بديهي است كه هرگونه سهو، اشتباه و اساساً هر مغايرتي در اين راه، نوعي آفت و آسيب به حساب خواهد آمد.
همگرايي اديان مانند هر مقوله توسعه اي ديگر، وضعي مطلوب به شمار مي رود كه مسير نيل به آن از سه مرحله اساسي مي گذرد :
1. نخستين مرحله كه ازآن به Accumulation يا انباشت ياد مي شود مرحله اي است كه طي آن عوامل توسعه فراهم مي شود، جمع آوري مي گردد و در دسترس قرار مي گيرد.
2. دومين مرحله كه Mobilization بسيج يا مشاركت نام دارد، شامل كليه اقداماتي است كه براي به كارگيري عوامل در دسترس مورد استفاده واقع مي گردند.
3. سومين مرحله كه Integration يا هماهنگي خوانده مي‌شود بخش پاياني توسعه است كه طي آن با بهره مندي از شاخص هاي نظارتي، بين عوامل تحقق يافته هماهنگي برقرار مي شود و اصلاحات مورد نياز صورت مي پذيرد.
بر اين اساس در مورد فرايندي مانند همگرايي ديني بايد در ابتدا ظرفيت سازي نمود كه اين مرحله شامل گرد وري همه عوامل بالقوه و پتانسيل و مطرح ساختن زمينه هاي تئوريك و مساعد نمودن وجوه پشتيباني مقتضي و مورد نياز است كه مرحله اجرا، كاربرد و انجام، پس از اين مرحله فرا مي رسد كه طي آن ظرفيت-هاي موجود مورد بهره برداري قرار مي-گيرند و به همين ترتيب در مرحله سوم فرايند هاي اصلاح، تكميل و هماهنگي صورت مي‌پذيرند. بنابراين كاملاً بديهي است كه في المثل اقدام بدون طي مرحله نخست به همان ميزان بال اثر است كه تأكيد بر مرحله نخست بدون ورود به مرحله دوم بدون نتيجه خواهد بود و اين همان نكته‌اي است كه به عنوان اشاراتي آسيب شناختي در ميانه اين مبحث مورد توجه قرار خواهد گرفت. اما در بخش نخست اين گفتار، به ظرفيت هاي موجود همگرايي اديان در ايران مپرداخته مي-شود كه در قالب دو دسته عوامل دروني و بيروني خلاصه شده اند:
1. عوامل در دسترس (ظرفيت هاي موجود همگرايي اديان در ايران).
در اين بخش با پرداختن به موضوع ظرفيت هاي موجود همگرايي اديان در ايران به بررسي رابطه ي متقابل ميان تقارن مذاهب و تعامل اصحاب آنها و امكانات تاريخي آن در ايران پرداخته مي-شود:
نخستين پرسش اين است كه دين يا مذهب (با چشم پوشي از پاره اي تمايزات كه ممكن است براي آنها قائل باشيم)، چيستند؟
دين و مذهب مجموعه  اي از اعتقادات و باورها هستند كه از نوعي جهان بيني كه توصيفي از چگونگي و چيستي يا به تعبيري حقيقت هستي است، آغاز مي گردد و تا گونه اي ايدئولوژي و يا مجموعه‌اي از توصيه ها و تجويزات ادامه مي يابد كه تا اينجا ويژگي هاي مشابه با هر مكتب ديگري را داراست. اما در شرايط خاصي كه مكتب مورد نظر در چهارچوب هاي ايده آليستي، مبنا و اساسي ترانس فيزيك (كه به خطا متافيزيك خوانده مي شود) براي جهان قائل است و منشأ و عاملي شعورمند را در آفرينش و يا اداره ي امور جهان به رسميت مي شناسد.
در حالي كه اين آموزه ها بر بستر هدايت تشريعي بشر شكل مي‌گيرد و انتشار مي يابد تا آنجا كه بخش ايدئولوژيك آن، پاره اي از احكام و دستورهاي اخلاقي و ارزشي را شامل مي گردد، پديده دين به ظهور مي رسد.
اين پاسخ به شكل اجتناب ناپذيري، سلسله و زنجيره اي از پرسش ها، موضوعات و مباحثي را به دنبال خواهد داشت كه اين جمع را مجال پرداختن به يكايك آنها نيست و صرفاً در گفتار (مقاله) حاضر به برخي از آنها كه مي توانند زمينه هاي همگرايي يا واگرايي اديان را روشن تر نمايند، اشاره مي گردد. به عنوان مثال، آيا مي توان عليرغم مصاديق متعدد و متنوع در گستره جغرافيا و ژرفاي تاريخ، از دين ، برداشت و مفهوم واحدي را ادراك و تعريف نمود؟
در صورتي كه پاسخ اين پرسش منفي است، اطلاق نام دين بر تمامي آن مصاديق، بي معناست و در صورتي كه جواب مثبت است ناچاريم تا با برشمردن ويژگي هاي مشترك تمامي اديان وجوه تمايز ميان آنها را نيز مورد توجه قرار دهيم و تحت اين شرايط است كه وجود مرزبندي حقيقي ميان دو دسته از مفاهيم مرتبط با دين ضروري به نظر مي رسد كه از آنها مي توان به اصل و فرع دين تعبير نمود. به عنوان نمونه، تمامي ارزش-هاي اخلاقي و در يك كلام، نظام ارزشي كه بنياني ترين بخش پديداري اديان را تشكيل مي‌دهند، قابل تقسيم به دو گروه ارزش هاي مطلق و ارزش هاي نسبي هستند كه طبيعتاً بخش نخست، در برگيرنده محتواي انساني و جهان شمول و خصايص ثابت، مشترك و ذاتي اديان و دسته دوم شامل ويژگي هاي متفاوت، عارضي و منوط و مشروط به مقتضيات زماني، مكاني، قومي و نتيجتاً متغيرآنهاست و ساير رفتارهاي ناروا كه بين اصحاب اديان و مذاهب مختلف و به نام و بر اساس اختلاف ديني و مذهبي صورت پذيرفته، حاصل جابه جايي و اشتباه ميان اين دو دسته ارزش و ترجيح فرع بر اصل و غير عمده بر عمده بوده است كه قطعاً هيچ ديندار و رهبر ديني ، قائل به درستي آن نيست و از اينجاست كه يكي از ظرفيت هاي ذاتي و بنابراين، هميشه موجود اديان براي همگرايي به اثبات مي رسد كه علاوه بر اين استدلال عقلي و فلسفي، به عنوان شاهد صادق بر اين مدعا به چند نمونه از مباني اعتقادي مشترك بين اديان توحيدي اشاره مي گردد.
اصلي ترين وجوه اشتراك اديان توحيدي را مي توان در محورهاي زير برشمرد:
• همه اديان توحيدي قائل به وجود خالقي با قدرت مطلق، ناظمي با هوشي تمام و شعوري بي نهايت و ناظري با اشرافي كامل براي عالم هستي و تمامي كائنات هستند.
• تمام مذاهب توحيدي معتقد به وجود قوانين عام و خاص در جهان آفرينش  اند كه در بسياري از موارد از آنها به سنت هاي الهي تعبير مي شود و يكي از مهمترين آنها عمل و عكس العمل (كنش و واكنش) و جاودانگي و ماندگاري اثر اعمال و رفتار است كه در تسري اين بقا براي هويت، ذات و روح پديده ها، اين باور به صورت اعتقاد به معاد، حيات پس از مرگ و رستاخيز تجلي مي يابد.
• غالب شرايع ذكر شده، قائل به رهايي، نجات و تكامل انسان البته در صورت تبعيت از آموزه هاي خود هستند و بنابراين داعيه دار صلاح، بهبود و تعالي وضع بشرند و البته بخش قابل ملاحظه اي از اين شريعت ها به عنوان بخش خاصي از اين اعتقاد به وجود مصلح و موعودي كه خود مستقيماً با حضور و ظهور خود رهبري نجات انسان ها را بر عهده مي-گيرد معتقدند.
چنين ويژگي هاي ماهوي و ذاتي در اديان، محتوا، كاركرد و ساختار آنها را به شدت به يكديگر شبيه مي سازد و تنها چيزي كه مي تواند توهم اختلاف و افتراق بين مذاهب و نتيجتاً پيروان آنها را ايجاد و تشديد نمايد تنوع هاي شكلي و فرمي و نمادين در آنهاست كه اساس ذهنيت تفاوت و تمايز را تشكيل مي دهد (كه بدين ترتيب مي‌توان مفاهمه و تأكيد بر مفاهيم را داراي پتانسيل وحدت شمرد در حالي كه تكيه بر مصاديق زمينه ساز كثرت تلقي مي شود) بنابراين ماهيت واحد دين را مي توان دست  كم يكي از عوامل ادراك تقارن و نتيجتاً همگرايي اديان دانست.
از سوي ديگر مي توان به رابطه معني داري كه بين حوزه هاي جغرافيايي ظهور انبيا و اديان الهي و گسترده فرهنگ و تمدن ايران وجود دارد به عنوان عاملي تاريخي – اجتماعي جدا از عوامل دروني اشاره نمود.
چنان كه بررسي تمدن هاي آمريكاي لاتين مانند اينكاها، آزتك‌ها و ماياها همچنين تاريخ آمريكاي شمالي، اروپا ، اقيانوسيه، بخش عمده اي از آفريقا، شرق آسيا و از جمله چين، هند و ژاپن نشان مي دهد، عليرغم وجود تاريخ چند هزار ساله حضور انسان ها و شكل‌گيري تمدن توسط آنها در مناطق ذكر شده، اثري از ظهور پيامبران توحيدي در اين نواحي ديده نمي شود. در حالي كه نشانه-هاي زيادي از ظهور صدها پيامبر الهي در حوزه تمدن ايراني (كه مي-توان آن را ايران فرهنگي، خاورميانه، فلات ايران، بين النهرين و يا ... ناميد) قابل مشاهده است. تحليل و تبيين اين همبستگي معنا-دار را به فرصتي ديگر موكول مي-كنيم. اما آنچه كه در اين مقاله قابل طرح و بحث است آن است كه به هر تقدير و يا به هر علت سرزمين ايران مهد و يگانه بستر رشد و شكوفايي اديان توحيدي بوده، هست و به احتمال بسيار زياد خواهد بود.
هنوز ممكن است در گوشه هايي از اين سرزمين، اجتماعي انساني باشد كه از آب لوله كشي يا برق يا گاز يا مدرسه يا امكانات پزشكي و يا هر گونه تسهيلات ديگر محروم باشد؛ اما به هيچ وجه تجمعي از انسان ها يافت نمي گردد كه مسجد، نمازخانه ، امامزاده، سقاخانه و يا هر شكل ديگري از زيارتگاه در آن وجود نداشته باشد و در رفتار بخش غالب مردم، اعتقادات هر چند متنوع اما بشدت مذهبي نمودنيافته باشد.
در اين صورت است كه در سرزميني كه دين در آن ريشه هاي منحصر به فرد چند هزار ساله دارد و بخش ترديد ناپذيري از حيات فردي و اجتماعي انسان ها را تشكيل مي‌دهد، اصحاب اديان و مذاهب به ظاهر متنوع و مختلف ، به سمت همزيستي مي گرايند و اين عامل يكي از اساسي و بنياني ترين زمينه‌هاي پيروئي تعامل پيروان اين اديان و حتي به صورت غير مستقيم تقارن بين آنها را فراهم مي سازد.
ماهيت و ذات يگانه اديان توحيدي كه صورت ظاهر آن، در وجه تقارن بين آنها مشهود است و رابطه تنگاتنگ حوزه هاي فرهنگي و تمدني و ظهور انبياء موحد و اديان آسماني كه در روساخت چند هزار سال تعامل اصحاب اين اديان در قلمرو جغرافيايي واحد، چهره مي‌بندد دو واقعيت غير قابل ترديدند كه با يكديگر رابطه اي دو سويه و ديالكتيك مي يايند؛ كه به گمان اينجانب تعامل اين دو گروه عوامل دروني و بيروني، زمينه اصلي همگرايي اديان در ايران را فراهم مي نمايد.
البته شايان به ذكر است كه شايد در پاسخ به گزاره هاي ارائه شده، بكارگيري و استفاده از تمدن ايراني و ايران فرهنگي و مانند آن به چالش گرفته شود. تأكيد صاحب اين قلم در اينجا صرفاً اشاره به قلمرو جغرافيايي و حوزه واحد بوده است كه مي توان هر نامي را كه براي آن مناسب به نظر برسد تا بدون شائبه‌هاي شوونيسم و حتي اصطلاحات اساساً نادرستي مانند «پان ايرانيسم» بتواند برآورنده معناي مورد نظر باشد، برگزيد تا از خلط مبحث و سوء برداشت هاي ناشي از پيشداوري ها و غرض‌ورزي هاي احتمالي پرهيز گردد كه در اين صورت درست تر خواهد بود كه عنوان سخنراني يا مقاله از «ظرفيت هاي همگرايي اديان در ايران» ، به «ظرفيت هاي همگرايي اديان در قلمرو جغرافيايي واحد حاضر و يا مورد نظر» تغيير يابد.
2. كار آمدي در همگرايي اديان- اشارتي آسيب شناختي
در بخش ها و آزمون هاي منجر به ارزيابي و ارزشيابي فرايندهاي توسعه اي دو مفهوم كه نقش ملاك، شاخص و معيار را ايفاء مي نمايند مطرح مي گردند كه يكي از آنها كارايي يا Efficiency است كه نسبت ميان برونداد و برون ده واقعي يك فرايند را به درونداد يا درون ده واقعي آن مورد سنجش قرار مي دهد كه حالت خاصي ار آن را بازده يا راندمان و نسبت ميان برون ده كل به درون ده كل را بهره وري يا Productivity مي نامند. كه مثلاً در مورد فرايند همگرايي، قاعدتاً نسبت دستاوردهاي همگرايي را به تلاش ها، سرمايه ، وقت و انرژي بكار گرفته براي آنها مي سنجد كه در مثال حاضر محاسبه دقيق آنها ميسر نيست؛ اما نتيجه تخمين آن چندان مطلوب به نظر نمي رسد. دومين مفهومي كه به عنوان شاخص، مورد توجه قرار مي گيرد، اثر بخشي يا كارآمدي يا Effectiveness است كه به نسبت دستاوردهاي واقعي به دستاوردهاي مطلوب نظر دارد. اين شاخص به سبب ماهيت خود مي‌تواند در سنجش ميزان توفيق فرايند هاي همگرايي اديان بسيار سودمند واقع شود.
بكارگيري اين شاخص در بررسي تجربه هاي عيني، تاريخي و اجتماعي نشان مي دهد كه متأسفانه عليرغم وجود ظرفيت هاي دروني و بروني قابل ملاحظه براي همگرايي اديان، دستاوردي متناسب با آنچه مي تواند مورد انتظار باشد، مشاهده نمي شود به عنوان نمونه، معتقدين و حتي روحانيون زيادي در اديان مختلف نسبت به امكان، وجود و حتي لزوم همگرايي بين اديان، اظهار نظر مثبت داشته اند ؛ اما در مركزيت و حوزه مرجعيت هر يك از اين اديان در سطح جهان جايگاه چنين نظرات در برابر نظرات معارض و متضاد با عقايد مزبور در موضع ضعف و اغلب قابل چشم-پوشي و صرف نظر است زيرا غلبه ديدگاه‌هاي مخالف محلي از اعراب و مشروعيتي هر چند جزئي براي آنها باقي نمي گذارد.
در مباحث جامعه شناختي، ظرفيت سازي، مبحثي است كه به ايجاد زمينه ها و شرايط بالقوه شكل گيري پديده و يا نهادي خاص در اجتماعات و جوامع بشري مي‌پردازد كه با توجه به پيش فرض وجود ظرفيت هاي معتنابه براي همگرايي اديان، در مقوله حاضر، امري عليحده به نظر مي رسد. به بيان ديگر بخش قابل ملاحظه اي از تلاش براي ايجاد ظرفيت همگرايي كه در سال هاي اخير صورت گرفته نوعي دوباره كاري و تكرار به حساب مي آيد كه در موارد متعددي عليه آرمان نخستين خود عمل نموده.
به عنوان مثال در حالي كه همگرايي اديان و همزيستي اصحاب آنها سابقه اي چند هزار ساله دارد، تأكيدات نمادگونه و شعارهاي مكرر گفت و گوي اديان بيش از آنكه ادامه دهنده ده ها قرن تقريب باشد، بعضاً به نظر مي رسد كه تلويحاًٌ بر جدايي و تضاد و تعارض پيروان اين شريعت ها كه گويي با شعار و نمايش درصدد پوشاندن آنهاييم گواهي مي دهد و اين آسيب بدان علت عارض شده كه مقوله توسعه به عنوان منزله و معناي بكارگيري ظرفيت ها را با «ظرفيت سازي» مشتبه ساخته ايم در حالي كه در طرح توسعه اي كه محور آن تحكيم همگرايي و ارتقاء و اعتلاء همزيستي اصحاب اديان توحيدي است، توجه و تأكيد موزون و همه-جانبه به مفاهيم مربوط به توسعه ايجاب مي‌كند كه في المثل به جاي اصرار صرف بر توليد اطلاعات در حوزه نظري، گام هاي موثرتري در عرصه عمل برداشته شود كه در بخش ديگر به چگونگي آن پرداخته خواهد شد و در اينجا تنها به منزله يكي از آفات و آسيب هاي جدي در همگرايي اديان مطرح مي-گردد.
3. مشاركت فعال در همگرايي اديان
همان گونه كه در بخش هاي پيشين گفته شد به نظر مي رسد كه با توجه به ظرفيت هاي كلان تاريخي و اجتماعي موجود در ايران مطلوبترين راه براي تقويت و ارتقاء همگرايي اديان، معطوف و معروف ساختن وجهه همت بر بكارگيري امكانات در دسترس باشد كه در گام نخست ظرفيت هاي عظيم ذكر-شده مي توانند از مناظر مختلف تاريخي، اجتماعي، سياسي، اقتصادي، فقهي، فلسفي ، حقوقي و غيره مورد مطالعه و بررسي قرار گيرند و در گام بعد مشاركتي عقلاني و نه احساسي، پرشور و زود گذر، فعال و كنشمند و نه منفعل و كنش پذير و نهادين و نه نمادين و شعار گونه با ساز و كاري كه به آن اشاره خواهد شد، آغاز گردد، تحقق يابد و در پايان، همانگونه كه در واپسين بخش اين گفتار اشاره-وار مطرح خواهد شد با نظارتي شعورمند، هماهنگي بين عوامل و پديده هاي مختلف صورت پذيرد. اما در اين مرحله پرسش اين است كه مشاركت فعال و نهادين در همگرايي، چگونه صورت واقعيت خواهد پذيرفت. پاسخ چنين مسئله-اي را بايد در ساختار و كاركرد نهادهاي اجتماعي جست. به عنوان نمونه، نهاد سياست در شرايطي كه با دين يا گروه هاي ديندار و يا اقليت هاي ديني به عنوان واقعيت-هاي اجتماعي مواجه مي شوند، چه در قالب تدابير مديريت سياسي در نظام هاي مطلقه و چه در صورت الزامات جامعه مدني در نظام هاي دموكراتيك، آزادي ها وامكاناتي را فراهم مي سازد كه از جمله آنها مي توان به اصول 26،14،13،12 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران كه آزادي اقليت هاي ديني و مذهبي را در انجام فرائض و مراسم مذهبي و تعليم و تربيت ديني و رسميت حقوقي و قضايي آنها در احوال شخصيه نظير ازدواج، طلاق، ارث و وصيت ، تطبيق مقررات محلي در حدود اختيارات شوراها بر طبق مذهب اقليت در هر منطقه اي كه پيروان هر يك از مذاهب داراي اكثريت باشند با حفظ حقوق پيروان ساير مذاهب تضمين مي نمايد و حاكميت مسلمانان را ملزوم به احترام كامل، اخلاق حسنه و قسط و عدل اسلامي و رعايت حقوق انساني آنان مي نمايد و نيز ساير حقوق و امتيازات اقليت ها از جمله حق داشتن مدارس اختصاصي و همان گونه كه ذكر شد آموزش تعليمات ديني خاص اقليت در مدارس، سؤلات اختصاصي بينش ديني اقليت در آزمون هاي ورودي دانشگاه وجود سازمان هاي غير-دولتي يا مردم نهاد (NGO )هاي جوانان و بانوان و سازمان هاي متعدد فرهنگي و هنري و همچنين حضور در همايش هاي ملي و بين-المللي ، تعامل اقتصادي با ديگر اعضاء جامعه ، اجازه برگزاري مراسم و فراهم ساختن امكانات مربوطه و يا اجازه و ايجاد قابليت پيگيري تفاوت ها در چهارچوب و قالب قانون، مانند ديه اقليت ها كه به برابري ديه منجر گرديد، اشاره نمود كه هر چند في النفسه و به خودي‌خود قابل تحسين و ارزشمندند، اما براي اطمينان از ماندگاري و از آن خطيرتر، عدم "نمايش" به منزله عاملي براي سيري كاذب برابر احساس نياز واقعي و يا به عنوان واكسني براي افزايش مقاومت در برابر همگرايي حقيقي و از همه مهمتر ممانعت و پرهيز از نقض غرض و عمل در جهت ضد همگرايي كه مي توان آن را واگرايي ديني ناميد، بايد از متدولوژي يا روش شناسي علمي خاصي تبعيت نمود كه به هر يك از موارد مثبت ياد شده، به عنوان بخشي از فرايند همگرايي ديني، معنا و مفهوم ببخشد. به عنوان مثال دستاوردهاي ذكر شده اگر ناشي از نهادينگي مفاهيم نظري مبتني بر پذيرش اصحاب ساير اديان براي همزيستي باشد، قطعاً سهم بسزايي در تحقق همگرايي پايدار ديني خواهند داشت. به عنوان شاهد ديگري بر اين مدعا به نقش و جايگاه نهادي ديگر در تحقق اين مرحله از توسعه همگرايي ديني مي‌پردازم.
روحانيت به عنوان نهادي جدايي ناپذير از متن و بطن تمامي اديان و مذاهبي كه از بامداد تاريخ تا كنون در عرصه زيست اعتقادي بشر ظاهر گشته اند، حيات و حركات معنوي و نتيجتاً اجتماعي انسان را به شدت تحت تأثير قرار داده است و بر اين اساس مي تواند سبب ساز دگرگشت هاي قابل ملاحظه اي در اين ساحت باشد. از جمله اين فرصت ها كه در كاركرد و ساختار (نقش و جايگاه) قابل توصيف و تبيين است، ظهور متفكراني در عرصه روحانيت و رهبري مذهبي است كه با چهارچوب هاي توافق در حوزه هاي تخصصي فرد و ارائه آراء و صدور فتوا به پشتيباني نظري و عملي از همگرايي و وحدت همزيستانه اديان در مقابل گرايش‌هاي كشمكشي و سلطه جو مي پردازد كه به عنوان شاهد صادقي از اين گروه مي توان روحاني يهودي و فيلسوف كلامي نيمه اول قرن دهم ميلادي ابويوسف يعقوب قرقساني اشاره نمود كه از طرفداران عقل و عرف محسوب مي شود و چهار چوب اصلي تفكراتش را اعتدال و عقلانيت كه از اصول اساسي مكتب قرائيم به شمار مي رود تشكيل مي‌دهد.
وي در اثر اصلي خود يعني كتاب الانوار و المراقب (Book of lights and watch Towers) كه شرحي نظري بر ايدئولوژي فرقه قرائيم است، ميزان اعتبار تحقيقات عقلي در الهيات و علم شريعت را بررسي مي نمايد و رساله‌اي در مورد روش هاي تفسير شريعت ارائه مي دهد. از نظر قرقساني، تأمل عقلاني در مورد الهيات هم مجاز و هم مطلوب است و مبناي تمام اديان و سر چشمه همه شناخت ها قرار مي‌گيرد. به عقيده وي، خداوند خود را از طريق عقل كه به هر فردي اعطا شده است و نيز به وسيله وحي متجلي مي سازد. اما وحي منحصر به يهوديان نيست؛ زيرا مسيحيان و مسلمانان نيز از نوعي تجلي و ظهور الهي بر خوردارند. همان گونه كه ملاحظه مي‌گردد، نظريه پردازي اين حكيم الهي يهودي قطعاً در تقويت و ارتقاء همگرايي ديني مؤثر است و نيز مي توان از موسي ابن ميمون- هارامبام فيلسوف الهي يهودي اسپانيايي قرن دوازدهم ميلادي نام برد كه در جاي جاي آثار خود در جستجوي تأئيد عقلاني براي ايمان ديني است كه مي توان حيات اجتماعي و اعتقادي او را از بهترين نمونه هاي گذشته مشترك بين اصحاب اديان و توانايي نوع انسان براي فايق آمدن و غلبه بر تعصب، جهل و دشمني دانست. در اين مسير، صدور احكام و فقهي مستقيم نيز از اهميت ويژه‌اي در ايجاد و تقويت همگرايي ديني و تعامل مثبت اصحاب اديان و مذاهب برخوردار بوده است كه به عنوان نمونه مي توان به دريافت فتوا از مراجع بزرگ هر يك از اديان مورد بحث باشد اشاره نمود. كه از آن جمله است فتواي حضرت امام خميني در مورد به رسميت شناخته شدن تمامي اديان آسماني و به عنوان مثال جدا نمودن حساب يهوديت از صهيونيزم و يا فتواي تاريخي شيخ شلتوت درباره جواز تعبد به مذهب شيعه و يا فتواي مفقي مصر، دكتر نصر فريد و اصل درباره امكان پيروي از مذهب شيعه مانند ساير مذاهب و يا فتواي تاريخي و ماندگار حضرت آيت الله خامنه اي در تحريم اهانت به اصحاب و همسران پيامبر (ص) و يا ديگر مقدسات اهل سنت كه همگي عوامل اساسي و بنيادي در از بين بردن زمينه هاي اختلاف و ريشه كني تفرقه ميان اصحاب اديان الهي و مذاهب توحيدي به حساب مي آيند و البته طبيعي است كه تقريب بين اديان و مذاهب با اقدام يك طرف و سكوت طرف ديگر معني و مفهومي پيدا نمي كند.
* اما در مركزيت و حوزه مرجعيت هر يك از اين اديان در سطح جهان جايگاه چنين نظرات در برابر نظرات معارض و متضاد با عقايد مزبور در موضع ضعف و اغلب قابل چشم پوشي و صرف نظر است زيرا غلبه ديدگاه‌هاي مخالف محلي از اعراب و مشروعيتي هر چند جزئي براي آنها باقي نمي گذارد.
* اين آسيب بدان علت عارض شده كه مقوله توسعه به عنوان منزله و معناي بكارگيري ظرفيت ها را با «ظرفيت سازي» مشتبه ساخته ايم
* البته طبيعي است كه تقريب بين اديان و مذاهب با اقدام يك طرف و سكوت طرف ديگر معني و مفهومي پيدا نميكند.



 

 

 

Back Up Next 

 

 

 

 

استفاده از مطالب اين سايت تنها با ذكر منبع (بصورت لینک مستقیم) بلامانع است.
.Using the materials of this site with mentioning the reference is free

این صفحه بطور هوشمند خود را با نمایشگرهای موبایل و تبلت نیز منطبق می‌کند
لطفا در صورت اشکال، به مسئولین فنی ما اطلاع دهید