انجمن کلیمیان تهران انجمن کلیمیان تهران
   

آمدئو مودیلیانی

   

اندازه نوشتار:
 

علی اصغر قره باغی
تلخیص:مارینا ماه گرفته
مرداد 1380

 Amedeo Modigliani آمدئو مودیلیانی نقاش سرگردان یهودی

Amedeo Modiglianiآمدئو مودیلیانی در سال 1884 در شهر "لیورنو" در خانواده ای یهودی به دنیا آمد. مادرش زنی روشنفکر بود و شکل خانه داری و تربیت فرزندان او با دیگر خانواده های یهودی که در بند سنت های خاص نیاکان خود بودند، تفاوت داشت. این تفاوت ها خانواده مودیلیانی را از جامعه یهودی آن روز ایتالیا متمایز می کرد و آنان را اندکی نامتعارف می نمایاند.
آمدئو آموزش منظم نقاشی را در چهارده سالگی آغاز کرد او در آغاز به شعر و ادبیات بیشتر گرایش داشت و ذوق او در این زمینه بر طراحی و نقاشی اش می چربید. مودیلیانی پس از دوران کوتاهی که با استادش کار می کرد به فلورانس رفت و در یک هنرکده نقاشی نام نویسی کرد اما در آنجا هم دوام نیاورد و سال بعد راهی ونیز شد و در همین جا بود که به الکل و افیون روی آورد. زندگی او در ونیز چند سالی طول کشید و سپس تصمیم گرفت با پاریس کوچ کند و به نقاشان حرفه ای آنجا بپیوندند. مسئله مهمی که او در پاریس با آن مواجه شد تعصب های شدید ضد یهودی فرانسویان بود که مانند آن را در سرزمین خود ایتالیا تجربه نکرده بود این تعصب ها سبب شد تا بیش از پیش به هویت یهودی خود بیندیشد و بیشتر با هنرمندان یهودی بجوشد و نشست و برخاست کند. معاشرانش ، "حییم سوتین" ، "مارک شاگال"، "تیپ شیتس" ، "لیسلینگ" و "ماکس یاکوب" بودند . مودیلیانی به سرعت در میان جمع نقاشان پاریس شهرت یافت ام این نام آوری نه به سبب هنر او بلکه به علت مصرف بیش از حد مشروبات الکلی و مستی همیشگی او بود! او پس از چندی در محلی هنرمند نشین پاریس اقامت کرد، نقاشی کردن را کنار گذاشت و به مجسمه سازی پرداخت . در این زمان مشکل اساسی او بی پولی بود ، مجسمه سازی پر خرج تر از نقاشی بود و مودیلیانی پولی در بساط نداشت که شکم خودرا سیر کند ، چه برسد به آنکه اسباب و ابزار مجسمه سازی بخرد. از سر ناچاری مجسمه های خود را از سنگ هایی می تراشید که شبانه از کارگاه های ساختمان و بناهای نیمه تمام می دوزدید . مودیلیانی روزها در یک آلونک که کنار اتاقش بود مجسمه می ساخت و شب ها در کافه ها طراحی می کرد. طراحی او از سر نیاز بود و از این راه پول چند لیوان مشروب شبانه را در می آورد مردم از او خواهش می کردندکه سر میزشان بنشیند برایش مشروب می خریدند و او در عوض طراحشان را می کشید.
آغاز جنگ جهانی به مجسمه سازی او پایان داد و او را وارد دوران تازه ای از زندگی هنری خود کرد از یک سو جنگ، ساختمان سازی را موتقف و منبع سنگ مودیلیانی را از بین برده بود و از طرف دیگر مصرف بی رویه الکل و مواد مخدر چنان او را ضعیف کرده بود که از عهده کار سنگین سنگ تراشی بر نمی آمد. لذا دوباره به نقاشی روی آورد اما ب این بار تاثیرات چندین ساله مجسمه سازی کار خود را کرده و آشکارا شیوه نقاشی او را زیر سطره خود گرفته بود در اکثر نقاشی هایش انسان ها را ساکت و آرام تصور می کرد . پرتره هایی که می کشید و وقاری که در فیگورهایش نمایش می داد در واقع سرپوشی بود که بر رفتار ناهنجار خود می گذاشت . البته برخی از آشنایان او اعتقاد داشتند که بخشی از رفتار نامتعارف مودیلیانی ساختگی بوده و ادای نامتعارف بودن را در می آرود .
در سال 1919 مودیلیانی به کمک یک دلال آثار هنری و همکاری برخی دیگر از نقاشان فرانسوی نمایشگاهی در لندن برگزار کرد. این نمایشگاه با موفقت بسیار همراه شد و آثار او بالاترن رقم فروش را داشت و او سرانجام با پولی که از فروش آثار به دست آورده بود توانست خانه ای بخرد و برای اولین بار در خانه ای که مال خود او بود اقامت کند اما وضع جسمانی او روز به روز وخیم تر می شد افراط درمصرف الکل و تنفس مداوم گرد سنگ در اتاقکی در بسته او را از پا در آورده بود آمدئو سرانجام در نیمه شب 14 ژانویه 1920 و در سی وشش سالگی زندگی را بدرود گفت . همسرش پس از مراسم خاکسپاری به خانه خود برگشت و دو روز بعد از پنجره طبقه پنجم خود را به بیرون انداخت و به زندگی خود خاتمه داد.
Amedeo Modiglianiزندگی مودیلیانی یک خودکشی تدریجی بود او اکثر اوقات را در مستی و بی قراری به سر می برد اما جنبه حسرت آور هنرش آن بود که روز بعد نشانی از این شیداییها و بی قراری ها در مجسمه های با وقار او دیده نمی شد . آدم های نقاشی هایش هم غرق در اسطوره و حماسه خود شخصیتی جدا از ویژگی های انسان های عادی داشتند دکتر "بال الکساندر" یکی از دوستان نزدیک او افیون و حشیش در اختیارش می گذاشت و به جای آن طراحی و نقاشی هایش را می گرفت . تعداد نقاشی هایی که دکتر الکساندر از این راه به دست آورده بود آنقدر بود که وارثان او در 1994 نمایشگاهی از آثار مودیلیانی که به پدربزرگشان تعلق داشت در آکادمی سلطنتی انگستان به نمایش گذاشتند.
امروز از پس سالیان دراز، به جز چند خاطره و یادداشت درباره زندگی مودیلیانی دردست نیست و تاریخ نویسان کلی نگر و کلی گو هم بی آنکه به جنبه های انسانی هنر و هنرمند اعتنایی داشته باشند، فقط یک سبک و مکتب پرداخته اند. قضاوت کردن درباره این که مودیلیانی واقعاً "شیدا" و "کولی وار" بود یا آن که "ادا" در می آورده و می خواسته به یاری الکل و افیون آن شوریدگی و شیدایی را که به او نسبت می داد به خود تزریق کند و خود را با ویژگی های نامی که بر او نهاده بوند تطبیق دهند، مشکل است . لقب Peintre maudit "نقاش نفرین شده یا نقاش لعنتی" که جامعه هنری پاریس افزون بر مودیلیانی به شاگال و سوتین و کیسینگ هم داده بود، چیزی نبود که دست کم گرفته شود.
مودیلیانی و شاگال و سوتین در واقع یهودیان سرگردان پاریس بودند که اگر چه به ظاهر اروپایی بودند اما جامعه هنری پاریس آنان را از خود نمی دانست و به آن مفهومی که در ذهن داشت اروپایی به شمار نمی آورد شاگال از گتوی یهودیان روسیه آمده بود، سوتین از لیتوانی و مودیلیانی از شهری کوچک در ایتالیا .
از دیدگاه نقاشان فرانسه این نقاشان همه حاشیه ای محسوب می شدند آنچه مرکز هنر شمرده می شد فرانسه و آلمان و انگستان بود افزون براین همه آنها "یهودی" بودند و نقاش یهودی نمی توانست به جامعه نقاشان مسیحی که تا توانسته اند آنان را نادیده گرفته اند و از متن تاریخ هنر به حاشیه راندند.

 

 

 

Back Up Next 

 

 

 

 

استفاده از مطالب اين سايت تنها با ذكر منبع (بصورت لینک مستقیم) بلامانع است.
.Using the materials of this site with mentioning the reference is free

این صفحه بطور هوشمند خود را با نمایشگرهای موبایل و تبلت نیز منطبق می‌کند
لطفا در صورت اشکال، به مسئولین فنی ما اطلاع دهید