انجمن کلیمیان تهران انجمن کلیمیان تهران
   

اریک فروم

   

اندازه نوشتار:
 

نیلوفر یگانه
دی 1386

فروم در فرانکفورت، یکی از شهر‌های آلمان، در یک خانواده‌ی یهودی سنتگرا به دنیا آمد. پدرش کاسب ، پدربزرگش حاخام و عموی مادرش محقق مشهور تلمود بود. فروم در کودکی وقت خود را صرف مطالعات مذهبی کرد. شور معنوی تورات عمیقاً بر او تأثیر گذاشت. او هم-چنین تحت تأثیر عقل و منطق یهودی و مشکلات عاطفی ناشی از «عضوی از گروه اقلیت بودن» قرار داشت.
فروم بعدها کلیه‌‌ی ارتباطات خود را با مذهب قطع کرد و خود را عارف ملحد نامید. او نام خانوادگی خود را این‌طور توصیف میکند: «فروم در زبان آلمانی به معنای مذهبی بودن است، اصطلاحی که سالهای کودکی فروم را توصیف میکند.»
اولین کتاب فروم، «گریز از آزادی» نام دارد که نظر و عقیده‌ی او را درباره‌ی وضعیت انسان نشان میدهد. به نظر فروم، هرچه آزادی انسان بیش‌تر باشد، احساس تنهایی، پوچی و بیگانگی او بیشتر است و برعکس هرچه آزادی فرد کمتر باشد احساس امنیت و تعلق‌پذیری او بیش‌تر است و برای توجیه عقیده‌ی خود میگوید: «در قرن بیستم که افراد بیش‌تر از هر دورهی دیگری دارای آزادی هستند، احساس سرگشتگی و تنهایی بیش‌تری نسبت به افراد قرون گذشته دارند.»
فروم معتقد بود که انسانهای اولیه از طریق یکی دانستن خود با قبیلههای اطراف خویش سعی کردند با این حس بیگانگی از طبیعت مقابله کنند و با هماهنگی با مذاهب و روشهای قبیلهای، احساس تعلق به گروه را کسب کردند.
اما بشر جدید چون از آگاهی و توانایی غلبهکردن بر طبیعت، بیش‌تر برخوردار است، مانند گذشتگان با طبیعت آمیخته نیست. در واقع از طبیعت فراتر رفته، درنتیجه با اینکه در معرض قوانین طبیعی قرار دارد، نمیتواند آنها را تغییر دهد و در حالتی از دربهدری و انزوا رها میشود.
تیپهای شخصیت
فروم چند تیپ شخصیت را مطرح کرد که زیربنای رفتار انسان هستند و توضیح داد که افراد با اینگونه تیپها چگونه با دنیای عملی ارتباط برقرار میکنند. شکلهای خالص این تیپها نادر هستند. اغلب شخصیتها ترکیبی از چند تیپ هستند ولی معمولاً یکی غالب است.
او تیپهای شخصیت را در چهار گروه دستهبندی کرد:
1ـ مردهگرا: تیپ شخصیتی مردهگرا مجذوب مرگ، جنازه، ویرانی و کثیفی است ... و وقتی این افراد از بیماری، مرگ و مراسم تدفین صحبت میکنند خوش‌حال به نظر میرسند. آنها سرد و بیتفاوت هستند و عاشق قانون و نظم و استفاده از زور و قدرت‌اند. فروم باور داشت که هیتلر نمونهای از تیپ مردهگرا بود. البته همه‌ی اینگونه افراد ظالم نیستند. ممکن است برخی از آنان بیآزار بهنظر برسند اما معمولاً نشانی از کمبود عاطفه را در مسیر رفتاری خود برجای میگذارند. فروم مادری را مثال میزند که دائماً نگران شکستهای فرزندش است و با اینکه فرزندش را دوست دارد اما درباره آینده او پیشبینیهای مأیوس کننده میکند.
2ـ زندهگرا: تیپ متضاد مردهگرا، شخصیت زنده-گراست. این افراد عاشق زندگی، رشد کردن، آفریدن و ساختن هستند. آنها سعی میکنند بر دیگران تأثیر گذارند، نه با زور و کنترل کردن بلکه با عشق، منطق و الگو بودن. آنها به رشد خود و دیگران علاقهمندند و آیندهنگرند.
شکلهای افراطی تیپهای شخصیت مردهگرا و زندهگرا کمیابند. اغلب افراد آمیزهای از هر دو تیپ هستند. شخصیت مردهگرای افراطی، روانپریش و دیوانه خواهد بود و زندهگرای افراطی یک قدیس است و مسلم است که هیچیک از آنها در دنیای عملی خوب عمل نخواهند کرد.
3ـ مالپرست: در رابطه با تیپ شخصیتی مالپرست، تعریف و معنی زندگی وی به اموال و چیزهایی که در اختیار دارد وابسته است. این عقیده نه تنها اموال مادی مانند اتومبیل، پوشاک، خانه یا جواهرات را دربر میگیرد بلکه افراد و حتی چیزهای غیر مادی مثل عقاید را نیز شامل میشود. این افراد ارزش خود را برحسب مقایسه اموال خودشان با اموال دیگران تعریف میکنند. بسیار رقابتجو هستند و برای جلو افتادن از ارزشهای مادی آشنایان بیوقفه تلاش میکنند و حتی در این جریان از دیگران بیگانه میشوند و با آنان دشمنی میکنند. فروم باور داشت که هر جامعهای که اکثر افراد آن از تیپ مال-پرست باشند، جامعهای بیمار است.
4ـ هستیگرا: افراد این تیپ خود را برحسب آنچه که هستند و نه برحسب آنچه کردهاند توصیف میکنند. تیپهای هستیگرا چندان رقابتجو نیستند. توصیف احساس ارزشمندی آنان از درون نشئت میگیرد نه از مقایسه کردن خودشان با دیگران. آنها با دیگران همکاری میکنند و به آنان عشق میورزند.
لذت زندگی آنها تقسیم کردن با دیگران به جای تلاش برای جلو افتادن از آنهاست. تیپ شخصیتی هستیگرا ویژگیهای مشترکی با تیپ زندهگرا دارد. فروم افراد دارای تیپ شخصیتی هستیگرا را به این صورت توصیف میکند: در زندگی مشارکت میکنند، اهل تجربه هستند، بر زمان حال تمرکز دارند و با خود و جامعه روراست هستند. فروم معتقد بود امکان بهوجودآوردن زندگی هستیگرا از طریق روانکاوی و خودکاوی وجود دارد. او روشهای خاصی مانند تداعی آزاد و تحلیل زندگینامه را برای بهبود بخشیدن خود توصیه میکند.
فروم "جهتگیریهای برشمرده" را از "ثمربخش" متمایز کرد. جهتگیریهای برشمرده، روشهای ناسالم ارتباط برقرار کردن با دنیا هستند (مثل مردهگرا و مال-پرست) و در تیپها یا جهتگیریهای ثمربخش، حالت ایدهآل رشد انسان است.
فروم برداشت خوشبینانهای از ماهیت انسان داشت. به عقیده او ما بهوسیله ویژگیهای اجتماعی، سیاسی و اقتصادی جامعه خود، شکل میگیریم. او همچنین معتقد بود که بشریت سرانجام به حالت تعادل و انسجام خواهد رسید. او جامعهای آرمانی را مدنظر داشت که در آن عشق، برادری و اتحاد، مشخصه‌ی تمام روابط انسانی هستند. در دنیای آرمانی او جهتگیری ثمربخش حاکم خواهد شد و کلیه احساسهای تنهایی، پوچی و بیگانگی، ناپدید خواهند شد.
کتابهای فروم در بسیاری از کشورها محبوبیت دارند. او برای عامه‌ی مردم مینوشت چون میخواست تا جایی که امکان دارد پیام خود را درباره‌ی جامعه‌ی آرمانی، به مخاطبان بیشتری برساند. کتب او بسیار قابل فهم هستند و اصطلاحات فنی بسیار کمی در آنها به کار رفته‌است. البته این به معنای آن نیست که بسیار آسان و سادهاند، بلکه او عقاید خود را به صورت جالبی مطرح نموده‌است. پژوهش فروم بر مشاهدات روانکاوی استوار بوده که غیر قابل تکرار یا اثبات است و این یکی از انتقاداتی است که به نظریات فروم وارد کردهاند. انتقاد بعدی این است که پژوهشگران تاریخ و شرایط اجتماعی قرون وسطی، با نظر فروم که مردم در آن دوره به امنیت، هویت و احساس تعلقپذیری دست یافته‌بودند، مخالفت کردهاند.
آنها فروم را به اینکه تصویری آرمانی از قرون وسطی ترسیم کرد، متهم میکنند و معتقدند او فجایعی مانند آزار و شکنجه مذهبی، بیماریهای همهگیر، جنگها و ... را از قلم انداخته‌است. این پژوهشگران معتقدند که قرون وسطی دوران امنیت نبود، بلکه دوران بیثباتی و ناامنی زیاد بوده‌است.
 

 

 

 

Back Up Next 

 

 

 

 

استفاده از مطالب اين سايت تنها با ذكر منبع (بصورت لینک مستقیم) بلامانع است.
.Using the materials of this site with mentioning the reference is free

این صفحه بطور هوشمند خود را با نمایشگرهای موبایل و تبلت نیز منطبق می‌کند
لطفا در صورت اشکال، به مسئولین فنی ما اطلاع دهید