انجمن کلیمیان تهران انجمن کلیمیان تهران
   

پسران و دختران فراموش شده ی انقلاب جامعه ی کلیمیان تهران در انقلاب ۱۳۵۷

   

اندازه نوشتار:
 

هارون یشایایی
تهیه کننده سینما
(نوشته لیور استرنفلد - ترجمه مرتضی ویسی)

تابستان 97
 

معرفی کتاب:
لیور استرنفلد- جامعه‌شناس و تاریخ‌دان- استاد دانشکده تاریخ دانشگاه تگزاس در ایالت آستین آمریکا است. او در مقالات و کتاب‌های متعدد درباره‌ی زندگی یهودیان جهان تحقیق نموده و آثار او به زبان‌های مختلف ترجمه شده است.
این محقق اجتماعی بررسی علمی و بی‌طرفانه‌ای درباره‌ی نقش کلیمیان ایران در جریان انقلاب اسلامی به عمل آورده و کتاب معرفی شده در دهه 1990میلادی (۱۳۷۰شمسی) نوشته شده است. در ادامه به بخش‌هایی از کتاب می‌پردازیم.
لیور استرنفلد در مقدمه‌ی مفصل کتاب می‌گوید:
در طول قیام مردمی ضد شاه در سال ۱۳۵۷ش، معترضانی که خواستار استقرار جمهوری اسلامی بودند، وقتی در درگیری‌ها مجروح می‌شدند، مأمن خود را در
جایی می‌یافتند که مایه‌ی شگفتی است، اکثر آنها به بیمارستان سپیر، بیمارستان یهودیان تهران می‌گریختند. تظاهرکنندگان به خوبی می‌دانستند در بیمارستان یهودیان بر خلاف بیمارستان‌های دولتی با آنها خوب رفتار می‌کردند، و یا فراتر از هرچیز، از تحویل دادن آنها به سرویس مخفی بدنام شاه، ساواک (سازمان امنیت و اطلاعات کشور) خودداری می‌کردند. کتاب‌ها و مقالات انگشت‌شماری هستند که به مسئله‌ی حضور یهودیان در عرصه‌ی سیاسی ایران می‌پردازند و این دخالت معمولا این‌طور تصویر شده که در راستای حمایت از سلطنت و یا جامعه یهودیان بوده است. اما افراد و سازمان‌های یهودی در تحولات سال‌های ۱۳۵۶-۵۷ نیز حضور داشتند، از همه مهم‌تر در بین آنها می‌توان به جامعه‌ی روشنفکران کلیمی ایران و بیمارستان سپیر اشاره کرد.
تا جایی که به منابع جامعه روشنفکران کلیمی ایران و بیمارستان خیریه سپیر در تهران مربوط است، پژوهش
من بر مصاحبه‌های مسئولین بیمارستان سپیر، مقالات، روزنامه‌ها و مصاحبه با خانواده‌ی دکتر سپیر، موسس این بیمارستان، مبتنی است. روزنامه‌ی جامعه‌ی روشنفکران کلیمی ایران با نام «تموز»، که انتشارش در ۸ تیرماه ۱۳۵۸ شروع شد حاوی اطلاعات بسیار خوبی است که پژوهشگران پیش‌تر آن را ندیده‌اند. روزنامه‌ی تموز در تهران چاپ می شد اما به مسائل یهودیان در نقاط دیگر نیز حساسیت نشان می‌داد. روشنفکران بسیاری، از جمله چهره‌های برجسته‌ی غیر یهودی، با تموز همکاری
می‌کردند و اگر چه هسته‌ی مرکزی جامعه‌ی روشنفکران کلیمی ایران مارکسیست بودند، هیات تحریریه سعی داشت میان ارزش‌های سنتی یهود و ارزش‌های انقلاب ارتباط برقرارکند. این روزنامه روزهای مقدس یهودیان را پوشش داده و آنها را در بافتی انقلابی و تماما ایرانی قرار می‌داد. هدف، به وجود آوردن محتوایی بود که جوامع مختلف یهودی در ایران را با هم متحد کند و پایگاهی برای دیالوگ با هویت اسلامی- ایرانی که در حال تولد بود ایجاد کند.
یکی از شگفت‌انگیزترین ناگفته‌های انقلاب ایران، داستان بیمارستان خیریه‌ی یهودی در تهران، بیمارستان دکتر سپیر است. بیمارستان سپیر نقش حیاتی در نجات جان شماری از انقلابیون داشت. در آن زمان تعداد انگشت شماری بیمارستان دولتی در تهران بود. بیمارستان دانشگاه تهران و مرکز پزشکی شاهنشاهی از برجسته‌ترین بیمارستان‌های دولتی بودند. در سال ۱۳۵۷، زمانی که تظاهرات آغاز شد و با رشد فزاینده‌ی خشونت‌ها، معترضان مجروح را برای درمان به بیمارستان‌های تهران می‌بردند. اما در آنجا آنها با این خطر مواجه بودند که یا پذیرفته نشوند و یا به ساواک تحویل داده شوند. این موضوع درباره‌ی بیمارستان سپیر صدق نمی‌کرد، و همین آنجا را تبدیل به نوعی مکان امن کرده بود.
ارزش‌ها و رسالت بیمارستان ریشه در ماجرای زندگی و مرگ یک پزشک یهودی به نام دکتر روح الله سپیر داشت. در اواخر دهه‌ی ۱۳۱۰ و اوایل دهه‌ی ۱۳۲۰ دکتر سپیر به عنوان پزشک در یکی از بیمارستان‌های دولتی کار می‌کرد، اما او کار در درمانگاه بیمارستان کوروش کبیر (که بعدا به دکتر سپیر تغییر نام داد) را ترجیح داد و به دیدن بیماران در آن درمانگاه مشغول شد.
با افزایش شمار بیماران، متعاقبا بیمارستان به ساختمان بزرگتری انتقال یافت. دکتر سپیر به طور مکرر به همه اعلام می‌کرد که این بیمارستان در انحصار یهودیان نیست و بی‌تردید بسیاری از بیماران مسلمان برای استفاده از درمان رایگان به آن مراجعه می‌کردند. در اوایل دهه‌ی ۱۳۲۰، تیفوس در ایران گسترش یافت و خود دکتر سپیر نیز به آن بیماری مبتلا شد و از دنیا رفت. پس از مرگ سپیر، بیمارستانش را جامعه‌ی یهودیان اداره کرد و به این شکل میراث او یعنی، ارائه‌ی خدمات با کیفیت خوب و بدون تبعیض و رایگان حفظ شد. بر سردر ورودی بیمارستان فلسفه‌ی ساخت آن ثبت شده است. با دو زبان عبری و فارسی، از میهمان‌ها با این آیه‌ی کتاب مقدس استقبال می‌شود:
«همنوعت را مثل خودت دوست بدار». این میراث در طول حوادث سال‌های 57-1356 بسیار حیاتی بود. این کتاب به زودی از طرف ناشر منتشر خواهد شد و امیدوارم مورد استقبال همکیشان عزیز قرار بگیرد.

منبع
Lior strenfeild, The Revolution's Forgotten Sons and Daughters: The Jewish Community in Tehran during the 1979 Revolution, Iranian studies, 2014

 

 

 

 

Back Up Next 

 

 

 

 

استفاده از مطالب اين سايت تنها با ذكر منبع (بصورت لینک مستقیم) بلامانع است.
.Using the materials of this site with mentioning the reference is free

این صفحه بطور هوشمند خود را با نمایشگرهای موبایل و تبلت نیز منطبق می‌کند
لطفا در صورت اشکال، به مسئولین فنی ما اطلاع دهید