انجمن کلیمیان تهران انجمن کلیمیان تهران
   

جشن تاجگذاری پادشاه

   

اندازه نوشتار:
 

ترجمه: دکتر فرزین فرنوشی
دی 1390

خشایارشاه در سومین سال سلطنتش تصمیم گرفت که جشنی در نهایت شکوه راه اندازد تا در طی این مراسم بر تخت سلطنتی خود که بسیار زیبا و باشکوه شبیه به تخت حضرت سلیمان نبی ساخته شده بود جلوس ‏نماید.
به همین خاطر از مدتها قبل به 127 ایالت تحت سلطه خود پیک سوارانی فرستاد و همه امرا را برای این مراسم به شوش، پایتخت سرزمین گسترده خود دعوت نمود این جشن از بهار شروع شد و تا پائیز ادامه داشت و در این 6 ماه به تناسب فاصله و بعد مسافت مهمانان به شوش وارد می شدند و پس از یک هفته مهمانی و خوش گذرانی و ابراز ارادت به پادشاه به شهر خود برمی گشتند در ظروف طلا و نقره، انواع و اقسام شرابها و و نوشیدنی ها از کشورهای مختلف و با انواع طعم های متفاوت مطابق انواع سلیقه ‏ها سرو می شد و پرده های حریر، سنگفرش سنگهای قمیتی و فرشهای نفیس بکار گرفته شده بود تا این مراسم را در نهایت شکوه و زیبایی برگذار کنند. کسانی که در این مراسم شرکت نمی‏کردند به دشمنی با پادشاه و مخالفت با او متهم می‏شدند و به ناچار عده ای از یهودیان هم در این مراسم شرکت کردند در حالی که مردخای یهودی (از بزرگان مذهبی) آنها را از این امر منع می‏نمود چرا که یهودیان در دین خود برای تهیه و نوشیدن شراب انگور احکام بسیاری را باید رعایت می کردند تا آن شراب حلال و قابل خوردن برای یک یهودی باشد آنهم به اندازه ای که او را مست و از خود بی خود نکند.و حضور زنان و رقاصانی که با پوششهای نامناسب به جهت تفریح حاضرین در مجلس تاجگذاری حضور داشتند نیز دلیل دیگری بود برای مخالفت مذهبی، مردخای با حضور همکیشانش در این مراسم.
پس از گذشت مرحله اول جشن و بازگشت سران و امرا به ایالات خود، خشایارشاه جشنی برای اهالی پایتخت برپا کرد. دراین جشن هم مانند جشن اول انواع و اقسام وسایل و امکانات برای شرب و نوشیدن شراب مهیا بود و خود پادشاه وقتی در روز هفتم جشن در اوج مستی بود با شیطنت دیگر امرای اقوامی به جشن دعوت شده بودند ناگهان برسر زیبایی ملکه خود شرط بندی کرد و دستور داد که وشتی ملکه با وضعیت نامناست و تنها با تاج ملکه وارد این مراسم در سالن مردان شود. دعوت از ملکه به منظور فخرفروشی و تکبر پادشاه به زیبایی مثال زدنی ملکه و مقایسه او با حاضرین در مجلس بود. اما البته وشتی از حضور در مجلس مردان سرباز زد. و با تحریک یکی از مشاوران (هامان)، پادشاه و ملازمان او این امر را به عنوان سرپیچی ملکه از فرمان پادشاه و مقدمه ی زن سالاری و باعث سرپیچی بقیه زنان از فرمان شوهران خود تعبیر کردند و با توجه به قدرت و نفوذ وشتی ملکه در بین درباریان، امرا و وزراء از یک طرف ترس از متهم شدن به عدم رعایت احترام و ارزش پادشاه را داشتند چون اگر حکم به برائت وشتی می دادند پادشاه قهر و غضب خود را نثار آنها می کرد که به حد کافی نگران رعایت جبروت و شئونات پادشاه نیستند و از طرفی می ترسیدند که هر حکمی غیر از اعدام منجر به تلافی جویی وشتی در فرصتی مناسب بشود. بنابراین با گفتار خود پادشاه را که در عالم مستی به سر می برد، مجاب کردند تا حکم به اعدام ملکه‏ دهد.

 

 

 

 

Back Up Next 

 

 

 

 

استفاده از مطالب اين سايت تنها با ذكر منبع (بصورت لینک مستقیم) بلامانع است.
.Using the materials of this site with mentioning the reference is free

این صفحه بطور هوشمند خود را با نمایشگرهای موبایل و تبلت نیز منطبق می‌کند
لطفا در صورت اشکال، به مسئولین فنی ما اطلاع دهید