انجمن کلیمیان تهران انجمن کلیمیان تهران
   

توحيد در اصول ايمان يهود

   

اندازه نوشتار:

آرش آبايي
1379

در ميان مجموعه دستورها و فرمانهاي ديني يهود، موارد خاصي به چشم ميخورد كه نقش اساسيتري در ايمان و اعتقاد مذهبي داشته، و ناديدهگرفتن آنها موجب تزلزل كل ساختار ايمان يهودي ميشود. بسياري از علماي يهود در بررسي دقيق تورا، تلمود و فرمانهاي ديني سعي بر آن داشتهاند كه پايه هاي اساسي «ايمان» را يافته و دسته بندي كنند. هارامبام (موسي بن ميمون) اين اصول را در سيزدهبند، دستهبندي و تفكيك كرده است كه تا به امروز هم مورد پذيرش جامعه يهودي است. اين سيزده اصول در عين حال كه جزء ميصوُوت - فرمان هاي ديني- قرار دارند، داراي وجه تفاوتي با آنها هستند. مجموعه فرمان هاي ديني را ميتوان به يك ساختمان مسكوني همانند كرد كه داراي اجزاي بسياري همچون ديوار، ستون، در و پنجره، سقف، پي و ... است.

گاه برداشتن يك يا چند جزء از ساختمان مانند برخي از ديوارها يا پنجره ها هر چند كه بخشي از ساختمان را به طور موقت، غيرقابل استفاده يا دچار نقص ميسازد، به پايداري آن لطمه اي نميزند. اما برداشتن يكي از ستونهاي بنا يا حفاري غير اصولي در پي و شالودة ساختمان، به طور كامل ايستايي و استحكام آن را از بين برده و كل بنا فرو خواهد ريخت.

بخشي از احكام ديني نيز چنانچه ناديده گرفته شده يا صحيح انجام نشوند، نشانة خلل و نقص در معنويت و تكامل روحي فرد خواهد بود؛ اما شماري از آنها همچون اعتقاد به وجود خد.اوند يا يكتا دانستن او اگر نفي شده و در نطر گرفته نشوند؛ مانند از بين رفتن ستونهاي يك ساختمان هستند كه به كلي ايمان مذهبي فرد را فرو ميريزند و اجراي ديگر فرمانها بدون ايمان به اصول اوليه (13 اصول ايمان) بيمعنا خواهد بود.

سيزده اصول ايمان يهود براساس طبقه بندي هارامبام :

1- خد.اوندِ متبارك، موجود (حاضر) و ناظر است.

2- او واحد و يكتاست.

3- او جسم ندارد و شباهتي هم به جسم ندارد.

4- او مُقدم بر هر موجود قديمي در جهان است.

5- عبادت موجودي به غير از او جايز نيست.

6- او از نيت و افكار انسانها آگاه است.

7- نبوّت حضرت موسي سرور ما حقيقت دارد.

8- حضرت موسي به لحاظ نبوت از ديگر انبياي بني اسرائيل برتر است.

9- توراي مقدس از آسمان ( ازجانب خد.اوند) وحي شده است.

10- تورا در هيچ زماني تغيير نيافته و نخواهد يافت.

11- خد.اوند، شريران را مجازات خواهد كرد و پاداش و اجر نيكوكاران را خواهد پرداخت.

12- ماشيَحِ پادشاه (منجي جهان) خواهد آمد.

13- مردگان در آينده زنده خواهند شد.

 

در ادامه به شرح كوتاهي از 6 اصل كه ويژة توحيد و ايمان به خد.اوند است، خواهيم پرداخت.

1- وجود و نظارت خد.اوند

وجود خد.اوند به نام آفريننده جهان، اولين نقطة ايمان است. نخستين بند دهفرمان به همين موضوع اختصاص يافته است: «من خد.اي خالق تو هستم». همچنين اولين كلام تورا با اين پاسوق (آيه) آغاز شده است: «در ابتدا، خد.اوند آسمان و زمين را آفريد». نيز هرگونه تحقيق و بررسي در مباحث مذهبي و احكام آن بدون در نظر گرفتن اين موضوع، بي نتيجه خواهد بود.

موردي كه بيدرنگ پس از ايمان به وجود خد.اوند مطرح ميشود، اعتقاد به نظارت دايمي و هدايت مداوم اوست. اينكه فردي اعتقاد داشته باشد كه خد.اوند جهان را آفريده است؛ اما پس از آن، وجود و ادامة حيات جهانيان را مستقل از اراده پروردگار و به طور خودبهخود و اتفاقي بداند كه همه چيز در طول زمان پيش ميرود، خلاف اصل اول ايمان يهود است. خد.اوند در نخستين بند ده فرمان بلافاصله پس از معرفي خود، موضوع خروج بنياسرائيل از مصر را مطرح ميكند:

«من خد.اي خالق تو هستم كه تو را از سرزمين مصر، از خانه بندگي بيرون آوردم».

پروردگار به طور صريح اعلام ميدارد كه نهتنها آفريننده اوليه جهان است؛ بلكه هر واقعه و اتفاقي پس از آفرينش اوليه (مانند واقعه خروج از مصر) بااراده و خواست مستقيم وي صورت ميگيرد. در تلمود نيز گفته شده است:

«برگي از درخت نميافتد؛ مگر آنكه از جانب خد.اوند اينچنين اراده شده باشد».

مفهوم جمله فوق، اين است كه ادامة بقا و حيات موجودات و حتي جمادات به تجديد لحظه به لحظة واقعة آفرينش از سوي خد.اوند وابسته است وچنانچه او لحظهاي جريان فيض خود را از جهان قطع نمايد، همه چيز به نيستي و نابودي اولية پيش از آفرينش جهان باز خواهد گشت.

2- يكتايي خد.اوند

يكي از معروفترين پاسوقهاي تورا كه روزي چند بار بر زبان هر يهودي جاري ميشود، چنين است:

« بشنو اي اسرائيل، خد.اي خالق ما، خد.اي يكتاست».

اصل دوم، ايمان داشتن به يكي بودن وجود خد.اوند است؛ نه دو و نه بيشتر از يك، بلكه يكِ محض و واقعي.

نه مانند يكِ نوعي، (مانند يك نوع صندلي) كه تعداد زيادي از آن يك نوع وجود دارد.

نه مانند يكِ شمارشي (يكِ رياضي) كه در واقعيت وجود ندارد، بلكه تنها تصوري ذهني است.

نه مانند يكِ مادي (مانند يك جسم) كه قابل تقسيم به بخشها و ذرات ريزتر از خود است.

بنابراين، يكتايي خد.اوند غير قابل قياس و شباهت با «يك»هاي شناخته شده در جهان است و تنها يكِ واقعي، وجود خد.اوند است و بس. حتي نيروهاي منفي كه با نامهاي شيطان، اهريمن، غريزة بد و... مطرح ميشوند، در برابر او قرار نداشته يا به صورت نيروي دومِ حاكم بر جهان تلقي نميشوند؛ بلكه آنها نيز جزئي از آفريدههاي خود خد.اوند هستند كه بنابر حكمت وي و براي سنجش و پرورش انسانها پديدار ميشوند.

3- نفي جسمانيت از ذات خد.اوند

خد.اوند وجودي است نامحدود، به اين معنا كه براي قدرت و نيروي او حد و نهايتي قابل تصور نيست. هر نوع جسمي (در اينجا منظور از جسمانيت، ماده يا انرژي است) داراي ابعاد قابل سنجش و اندازهگيري است و اين به معناي محدود بودن آن است. براي نمونه، ماده در هر حالتي داراي سه بُعد فضاييِ طول، عرض و ارتفاع است تا از لحاظ مقدارْ قابل بيان باشد. نرژي يز از هر نوعي كه باش؛ مانند نور، گرما، الكتريسيته و... داراي واحدهاي قابل اندازهگيري و محدود به مختصات مكان است. خد.اوند اگر داراي خصوصيات جسماني (ماده يا انرژي) يا همانند آن بود، ميبايست در مرزهاي زمان و مكان محصور شود و محدوديتي براي قدرت و ارادهاش به وجود ميآمد كه اين به معناي نقص و وابستگي خد.اوند به چيز ديگري است و ناقض كمال اوست.

در تورا چنين آمده است: « خد.اوند، آن پروردگاري است كه از بالا در آسمانها و از پايين در زمين قرار دارد».

اين پاسوق به گونهاي صريح و مستقيم به نفي جسمانيت خد.اوند ميپردازد. زيرا هيچ ماده يا نيرويي را نميتوان يافت كه در يك لحظه، در دو مكان، در كل گسترة آسمان و زمين قرار داشته باشد؛ با توجه به اصل دوم كه خد.اوند، «يكِ» حقيقي است و نميتوان او را مانند هوا و جّو كه از ذرّات بسياري تشكيل شده وكل زمين را هم پوشانده است، تصور كرد.

نيز ميتوان نتيجه گرفت كه چون خد.اوند فاقد هرگونه جسمانيت است، پس او از هرگونه خصوصيات و تغييرات جسماني مُبَرّاست، مانند: مكان، اندازه، حركت و سكون، راست و چپ. همچنين تشبيه هرگونه احساسات انساني كه ناشي از تغيير حالات جسماني است از ذات وي دور است، همچون: خواب و بيداري، عصبانيت و شادي، رحم و بيرحمي، سكوت و سخنگويي مانند انسان.

پس چگونه است كه در تورا و ساير متون مذهبي بارها از حالتهاي انساني براي پروردگار سخن به ميان ميآيد، مانند: «ده فرمان با دست خد.اوند نوشته شد»، «دستان خد.ا»، «مرا با نادانيهايشان عصباني كردند»، «خد.اوند به ياد آورد» و بسياري از موارد ديگر؟ در پاسخ بايد گفت كه خد.اوند در تورا و ساير متون مقدس با كلام انساني و در حد فهم او سخن ميگويد؛ اما اين به معناي حقيقيِ برخورداريِ خد.اوند از دست، پا، چشم و... يا احساسات انساني نيست، بلكه آن واژهها وسيلة ارتباط وي با انسان بوده، معناي واقعي و جسماني ندارند و خد.اوند، خود خالق و ناظر به كليه صفات است.

4- قديمي بودن خد.ا

خد.اوند پيش از هر موجودي در اين جهان وجود داشته است و براي او ابتدا، انتها و طول عمر مفهوم ندارد، زيرا او خارج از حيطة زمان است. «زمان»، تصوري ذهني است كه با خلق نخستين آفريده هاي خد.اوند مفهوم پيدا كرد و درواقع او بر مفهوم زمان مقدم است و پيش از آفرينش جهان، زماني وجود نداشته است. براي هر آفريده اي، سه بخش زمانيِ گذشته، حال و آينده مطرح است؛ اما خد.ا فراتر از اين ابعاد زماني است و همه چيز براي او حكم «زمانحال» را دارد. در حقيقت، هيچ پديده و واقعه اي از حضور او گذر نميكند، يا هيچ چيز براي او «گذشته» يا «آينده» نيست.

5- منع عبادت غير خد.اوند

دومين دستور ده فرمان چنين است: «براي تو معبودان ديگري در برابر من نباشد».

همچنين يرمياي نبي دربارة پديدههاي عظيم طبيعي كه انسانها به پرستش و عبادت آنها گرايش داشتهاند، چنين ميفرمايد: «از آنها نترسيد و خوف نداشته باشيد، زيرا نه توانايي بدي كردن را دارند و نه قدرت خوبي رساندن».

نهتنها پرستش يا عبادت مستقيم غير خد.ا منع شده است، پرستش ستارگان و ديگر موجودات جهان نيز با عنوان واسطهاي بين انسان و خد.ا امري كفرآميز به شمار ميآيد. حتي تمجيد و توصيف عبادتْگونة آنها به تصور آنكه خد.اوند به اين وسيله محترم و متبارك خوانده شود، منع شده است.

در متون مذهبي براي جلوگيري از هرگونه تمايل و انحراف به سوي شرك، روكردن به آنها و مشاهدة نحوه بتپرستي و شرك يا حضور در چنين اماكني منع شرعي دارد.

6- دانايي خد.اوند نسبت به افكار انسان

يرمياي نبي ميفرمايد:

«من خد.ايي هستم كه قلب را جستجو ميكنم».

اين اصل از ايمان، نشانة آن است كه پروردگار از همه ذهنيات انسان اطلاع كامل دارد. نه فقط آن بخش از تفكراتي كه مورد تاييد عقل و احساس انسان است و به نتيجه و عمل مي انجامد؛ هر گونه تصور زودگذر و موقت و حتي جرقههاي ذهني و باطني كه خود انسان ممكن است پس از گذشت لحظاتي آنها را فراموش كند، در عالم بالا و نزد خد.ا آشكار خواهد بود. تصور اينكه انسان چيزي بداند يا به مسألهاي فكر كند كه خد.اوند نسبت به آن علم ندارد؛ به معناي نقص خد.اوند و مخالف اصل خد.اشناسي و كامل دانستن اوست.

فرهنگ و بينش يهود – سال اول نظام جديد آموزش متوسطه

 

 

 

Back Up Next

 

 

 

 

استفاده از مطالب اين سايت تنها با ذكر منبع (بصورت لینک مستقیم) بلامانع است.
.Using the materials of this site with mentioning the reference is free

این صفحه بطور هوشمند خود را با نمایشگرهای موبایل و تبلت نیز منطبق می‌کند
لطفا در صورت اشکال، به مسئولین فنی ما اطلاع دهید