انجمن کلیمیان تهران انجمن کلیمیان تهران
   

جشن شاووعوت

   

اندازه نوشتار:

شاووعوت از اعياد سه گانه يهود است كه هر فرد يهودي موظف بود در اين اعياد به زيارت بت هميقداش برود. در روز 6 سيوان سال 2448 عبري، 50 روز پس از خروج از مصر، بني اسرائيل به فرمان خداوند در پاي كوه سيناي حاضر شدند تا توراي مقدس را از خالق خود دريافت كنند. در آن هنگام، خداوند مجموعه ده فرمان را كه پايه ديگر فرمانهاي تورا را تشكيل مي دهد، به آنها اعلام نمود.

اسامي اين عيد به شرح زير است:

1- « هَگ هَشاووعُوت» يا جشن هفته ها: به علت شمارش هفت هفته از فرداي روز اول پسح تا فرارسيدن اين موعد.

2- «هَگ هَقاصير» يا جشن درو: به علت همزماني اين عيد با فصل دروي گندم.

3- «يُوم هَبيكوريم» يا روز نوبرانه ها: موعد شاووعوت، آغاز اهداي نوبرانه ميوه ها و حاصل گندم در زمان آبادي بت هميقداش بود.

4- «عَصِرِت» يا روز اجتماع: اين موعد در حقيقت، ادامه و پاياني بر موعد پسح است. پسح، جشن آزادي جسماني بني اسرائيل از مصر است. از آنجاكه رهايي فكري و معنوي، زماني طولاني تر از رهايي جسماني طلب ميكند، اين آزادي نهايي در شاووعوت انجام شد كه آن را روز اجتماع نهايي و كامل شدن هدف خروج از مصر مي نامند.

مهمترين واقعه شاووعوت، اعطاي «ده فرمان» به بني اسرائيل است. لذا در شب اول شاووعوت، مردم در كنيساها اجتماع كرده، تا صبح بيدار مي مانند و به خواندن متون مقدس و مرور 613 فرمان مي پردازند. با فرارسيدن صبح و پس از مراسم تفيلاي شحريت، با قرائت متن ده فرمان از سِفِر تورا، آن رخداد عظيم دوباره يادآوري مي شود.

جشن شاووعوت، در دو روز برگزار مي شود كه «يُوم طُوو» نام دارد و تقريباً همه قوانين تعطيلي كارها در شبات بر آنها حاكم است.

ده فرمان

شرح ده فرمان

1- «من خد.ا، خالق تو هستم كه تو را از سرزمين مصر، از خانه بندگي بيرون آوردم»

اين فرمان، اساسي ترين اصل ايمان الهي است. گرچه در ظاهر جمله اي خبري ذكر شده است، يك دستور تلقي مي شود كه بر لزوم ايمان به وجود خداوندي كه جهان را آفريده و آن را هدايت مي كند، اشاره دارد.

مجموعه احكام و دستورهاي دين يهود كه به 613 فرمان معروف هستند، به دو بخش فرمانهاي امر (248 مورد) و فرمانهاي نهي (365 مورد) تقسيم مي شوند. نخستين بند «دهفرمان»، ريشه و مظهر فرمانهاي امر تورا محسوب مي شود كه خداوند پذيرش توحيد را امر نموده و ديگر دستورهاي «امر» دين، مكمل و دنباله اين فرمان هستند؛ به عبارت ديگر، اجراي صحيح هر يك از فرمانهاي «امر»، تاييدي بر ايمان به وجود خداوند و خواسته هاي اوست.

بيشتر فرمانهاي ديني با انجام دادن عملي آنها ارزش گذاري شده و صواب (ميصوا) يا گناه به شمار مي آيند. اما اين فرمان (ايمان به خداوند و توحيد) از اندك فرمانهايي است كه تنها با فكر و گفتار ارزشيابي مي شوند و كسي كه تنها با زبان و گفته خود منكر اين اصل شود، گناهي كفرآميز مرتكب شده است.

2- « براي تو، معبودان ديگري در برابر من نباشد»

اين فرمان بر منع شرك و بت پرستي (به هر شكل ممكن) اشاره دارد و 365 فرمان نهي تورا همه از آن ريشه مي گيرند كه در حقيقت، زير پا گذاشتن هر فرمان «نهي» به اين فرمان باز مي گردد؛ گويي زير پا نهادن هر فرمان «نهي»، همانند آن است كه نيرو و خواسته اي غير از فرمان خداوند، مورد توجه و پذيرش قرار گرفته است. اين اصل، مكمل فرمان اول است. فرمان اول بر ايمان و پذيرش وجود خداوند دلالت دارد (ايمان الهي). اما فرمان دوم تاكيد دارد كه هيچ نيرو و پديده اي جز خداوند (حتي در كنار او) قابل عبادت نيست و اين اصلِ توحيد و يگانگي خداوند است. با توجه به متن كامل اين فرمان، ملاحظه مي شود كه منع شرك و بت رستي به سه گونه مطرح شده است:

1- پذيرش معبودي غير از خداي متعال. اين فرمان نيز در فكر و گفتار صورت مي گيرد و اظهار هر كلامي كه نشانه ايمان به معبودي غير از خداوند باشد، گناه است.

2- ساختن هرگونه پيكره يا تصوير به منظور عبادت و پرستش آن.

3- تعظيم به پيكره يا تصويري كه مورد عبادت قرار دارد.

‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎3 - « نام خداي خالقت را بيهوده بر زبان مبر»

اين فرمان، ذكر هرگونه سوگند بيهوده به نام خداوند را منع مي كند. چهار نوع سوگند در زمره قسمهاي بيهوده قرار مي گيرند:

1- سوگند دروغ، كه كسي نام خداوند را براي تاييد موضوعي خلاف واقع ذكر كند (مثلا قسم ياد كند كه جنس حلقه اي برنجي، طلاست! )

2- قسم ياد كردن بر موضوعي روشن، بديهي و واضح كه نياز به توضيح نداشته باشد؛ مانند آنكه قطعه سنگي را بلند كند و قسم بخورد كه اين سنگ است! (متاسفانه بسياري از افراد عادت ناپسندي دارند كه در صحبتها و محاوره هاي روزمره خود، بارها و بارها براي موضوعهاي پيش پا افتاده، نام خداوند را بر زبان جاري مي سازند).

3- كسي كه قسم بخورد فرماني از دستورهاي خداوند را اجرا نكند و آن را زير پا بگذارد. اين سوگند، باطل و سزاي آن مجازات است و در حقيقت، مانند نوعِ اولِ سوگند دروغ است كه نام خدا را بر موضوعي خلاف واقع، جاري سازند.

4- قسم يادكردن بر موضوعي كه انسان توانايي انجام دادن آن را نداشته باشد؛ مانند آنكه سوگند ياد كند كه سه شبانه روز بي وقفه نخوابد، در حالي كه اين در توان جسمي او نيست.

افزون بر موارد فوق، علماي يهود، ذكر قسم به نام خداوند را (حتي براي تاييد يك حقيقت) بهجز در موارد ضروري يا در حضور عده اي براي داوري، ممنوع كرده اند.

4- « روز شبات (شنبه) را به ياد داشته باش كه آن را مقدس بداري... روز هفتم، شبات براي خداي خالقت است، هيچ كاري را انجام نده...»

در اين فرمان، به يادبود آفرينش جهان در 6 روز و دست كشيدن خداوند از آن در روز هفتم، از بني اسرائيل خواسته شده است كه به نام خالق خود، اين روز (شبات) را با مراسم ويژه اي گرامي داشته، از انجام دادن هر گونه كار (طبق احكام معين اين روز) خودداري كنند.

موضوع شبات در هر دو دسته از فرمانهاي امر و نهي جاي گرفته و با عنوان فرمان امر، يادبود و قداست روز شبات با مراسم «قيدوش» و تفيلاهاي ويژه انجام مي گيرد.

از سوي ديگر، به نام يكي از فرمانهاي نهي انجام هرگونه كار در اين روز منع شده است. تفسير مفهوم كار و ذكر جزئيات آن به طور مشروح در تلمود، كتاب شولحان عاروخ و ديگر كتب هلاخا آمده است.

معمولاً فرمانهاي تورا، افراد را به طور شخصي و فردي خطاب قرار مي دهند. اما در فرمان شبات گفته شده است: « هيچ كاري را انجام نده، تو و پسرت و دخترت و غلامت و كنيزت و حيوانت و (حتي) غريبي كه در دروازه هاي (تحت اختيار) تو قرار دارد». بنابراين در مورد فرمان شبات، دامنه مسوؤليت از شخص فراتر رفته و به كل خانواده و محيط اجتماعي تحت اختيار او نيز گسترش مي يابد.

5- « پدرت و مادرت را احترام نما»

طبق اين فرمان، انسان موظف است نسبت به كساني كه به او خوبي و خدمت كرده اند، قدرشناس باشد. اين قدرشناسي در نهايت، ايمان او را نسبت به خداوند تقويت خواهد كرد.

اما چرا احترام به انسانها به طوركلي ذكر نشده و تنها به پدر و مادر اشاره شده است؟

در متون مذهبي گفته شده است كه سه نفر در آفرينش انسان شريك هستند:

پدر و مادر، جسم انسان را مي سازند و خداوند، روح را در آن قرار مي دهد. از سوي ديگر، پدر و مادر از لحظه تولد به برآورده ساختن نيازهاي حياتي كودك مي پردازند و اين خدمت و نيكي، ساليان طولاني تا زماني كه فرزند بتواند وارد جامعه شده و به تنهايي زندگي خود را اداره كند، ادامه مي يابد. حتي پس از اين مرحله نيز والدين همچنان حمايت و كمك به فرزندانشان را پي مي گيرند. در حقيقت، مي توان گفت كه فرزندان به سختي مي توانند حتي بخشي از نيكي هاي والدين خود را جبران كنند.

به همين دليل، بالاترين درجه احترام و قدرشناسي نسبت به انسانها، احترام به والدين است و چون فرزند مي داند كه هرگز نخواهد توانست حق والدين را به طور كامل ادا كند، پس هيچ گاه در احترام و نيكي به ايشان كوتاهي نخواهد كرد. اين رفتار از يك سو، موجب خواهد شد كه او در برابر خوبيهاي ديگر انسانها احساس قدرشناسي داشته باشد و از سوي ديگر، همانند والدين خود مي داند كه خداوند آنچنان نعمات و خوبيهاي بي پاياني را به او عطا كرده است كه ذرهاي از آنها را به سختي ميتواند پاسخ دهد. پس هيچ فرصتي را براي انجام دادن فرايض و وظايف شرعي خود نسبت به خالق جهان از دست نخواهد داد. به اين ترتيب، فرمان احترام به والدين، موجب صلح و دوستي بيشتر بين انسانها شده و ايمان و اعتقاد الهي را نيز استحكام مي بخشد.

6- « قتل نكن»

مفهوم و هدف اين دستور كاملاً روشن است. خدايي كه انسان را به جلوه خود آفريده است، راضي نيست كه جان اين انسان بيهوده گرفته شود. حتي اگر او مرتكب گناه و جرم هم شده باشد، تشخيص مجازات وي با دادگاهِ عادلِ شرعي خواهد بود.

از ديگر مواردي كه به اين فرمان مربوط مي شوند، مي توان از همنشيني و همكاري با فرد قاتل، گرفتن جان بيماري كه درماني براي او نيست و در رنج است، يا سقط جنين (بدون عذر پزشكي و شرعي) نام برد.

7- « زنا نكن»

طبق اين فرمان، انسانها ملزم به رعايت حريم خانوادگي يكديگر شده اند كه در پي آن، سلامت و امنيت اخلاقي جامعه و خانواده حفظ خواهد شد. براي جلوگيري از هرگونه پايمال شدن حقوق خانواده، دستورهاي بي شماري در احكام شرع پيش بيني شده اند كه در آنها، حدود و حريم مطمئني بين زن و مرد تعيين شده است و از جمله آن مي توان به رعايت پوشش مناسب زن و مرد اشاره كرد.

خداوند در نخستين دستور به حضرت آدم، ازدواج و توليد مثل را فرمان مي دهد و در كنار آن، با منع زنا و بي عفتي، از بروز فساد و گسترش آن جلوگيري مي كند.

8- « دزدي نكن»

اين فرمان بنا به عقيده اي، به 7 نوع دزدي اشاره دارد:

1- كسي كه فكر، عقيده يا احساسات ديگران را در اصطلاحْ «مي دزدد»، همانند آن است كه در ظاهر، كسي را به انجام دادن عملي دعوت مي كند؛ اما در دل خود به آن راضي نيست. يا به كسي موضوع يا كالايي را پيشنهاد و تعارف مي كند؛ در حالي كه مي داند آن فرد هرگز آن را نخواهد پذيرفت. يا كسي كه كالايي را پيش فروش كرده است، اما پيش از تحويل به خريدار، مقداري از آن را بر مي دارد.

2- كسي كه در اندازه ها، وزنه ها و پيمانه هاي خود در هنگام فروش يا خريد كالا تقلب مي كند، مانند آن است كه در كيسه و ظرف حبوبات، شن و خاك مخلوط مي كند.

3- آدم ربايي، كه مصداق اصلي اين فرمان است.

4- كسي كه با دزد، شريك و همكار مي شود يا اموال دزدي را از او مي خرد و به هر صورت از آن دزدي سود مي برد.

5- كسي كه شخص دزد را (بي مراجعه به مراجع قضايي) در ازاي عمل دزدي يا اموال سرقت شده، مي فروشد يا مانند غلام و برده در اختيار شخص ديگري قرار مي دهد.

6- كسي كه اموال دزدي را از يك دزد ديگر به سرقت ببرد.

7- كسي كه دست به عمل سرقت بزند به نيت آنكه بعداً مال دزدي را به جاي خود بازگرداند. فردي كه به قصد شوخي يا آزار ديگران دست به دزدي بزند، يا مالي كه به سرقت رفته باشد و صاحب آن بي مراجعه به دادگاه، آن را بردارد.

9- « براي همنوعت شهادت دروغ نده»

اين فرمان به صحت قضاوت اشاره دارد كه شاهدان بايد عادل باشند و از شهادت كذب دوري كنند. بسياري از جدالها و ناآراميها در جهان به سبب قضاوت نا صحيح و بي عدالتي رخ مي دهند. افزون بر شهادت رسمي در دادگاه، هرگونه سخني كه خلاف واقع ذكر شود نيز به نوعي، شهادت دروغ شمرده مي شود.

از جمله متداولترين شهادتهاي دروغ، غيبت و دروغ گفتن پشت سرديگران است. اين پديده كه گاه بهگونه عادتي ناپسند در جوامع مشاهده مي شود، همانند شهادت كذب در دادگاه و محكمه رسمي، موجب بروز فتنه و اختلافات عظيم است. رعايت اين فرمان، يكي از راههاي برقراري صلح و امنيت در جامعه بهشمار مي آيد.

10- « خانه همنوعت... و آنچه متعلق به همنوع تو است، آرزو مكن و به آنها حسد مبر»

يكي از بزرگترين دلايل وقوع جرايمي مانند دزدي، زنا، قتل و غيره، چشم داشتن به اموال، دارايي و وضيعت زندگي ديگران است. خداوند در دستورهاي پيشين، رئوس اين جرايم را ذكر كرده، آنها را منع مي كند. اما در آخرين فرمان، به ريشه وقوع آنها اشاره مي فرمايد كه براي جلوگيري از آن گناهان، انسان بايد فكر و انديشه خود را از آرزو، هوس و حسد به ديگران پاك نمايد، به سهم خود قانع باشد و براي رسيدن به وضيعت بهتر در زندگي، از راه مشروع به تلاش و فعاليت بپردازد.

گزيده پيام ده فرمان را مي توان چنين بيان كرد:

ايمان به خدا، اجراي خواستهاي او، رعايت حقوق انسانها.

مقاله مرتبط

مقاله مرتبط

مقاله مرتبط

 

 

 

Back Up Next 

 

 

 

 

استفاده از مطالب اين سايت تنها با ذكر منبع (بصورت لینک مستقیم) بلامانع است.
.Using the materials of this site with mentioning the reference is free

این صفحه بطور هوشمند خود را با نمایشگرهای موبایل و تبلت نیز منطبق می‌کند
لطفا در صورت اشکال، به مسئولین فنی ما اطلاع دهید