انجمن کلیمیان تهران انجمن کلیمیان تهران
   

يهوديان لهستان و اروپاي شرقي

   

اندازه نوشتار:

 سيما مقتدر
ارديبهشت 84

poland_flagنگاهي اجمالي به وضعيت يهوديان اروپاي شرقي و لهستان

اولين مهاجرت يهوديان به لهستان :
هم‏زمان با شروع اولين جنگ صليبي در سال 1096 ميلادي براي اولين بار مهاجرت يهوديان به سمت اروپاي شرقي آغاز شد. اولين مهاجرين از بوهم، آلمان و كشورهاي جنوبي بودند. آنها در امتداد حوالي كراكاو به نام وايشسل و نيز قسمت شلسويگ استقرار يافته و بدون هرگونه محدوديتي مشغول به كشاورزي يا ديگر مشاغل شدند . گسترش يهوديت در اين مناطق به حدي پيشرفت نمود كه در منابع تاريخي نيز به آن اشاره شده است. به طور مثال مي توان به وجود يك منطقه كاملا يهودي نشين در پولتسك (1237 م.)، فعاليت يك انجمن در كاليسز (1287 م.) و نام گذاري خياباني به نام يهوديان در كراكاو(1330 م.) اشاره نمود.

poland_MAP

وضعيت حقوقي يهوديان زير نظرمستقيم و مساعد پادشاه مشخص مي‏شد. يهوديان طي سال‏هاي 1138 تا 1202 ميلادي تحت حكومت ميسكو سوم، فرماندار لهستان بزرگ كه بعدها به عنوان حاكم كل لهستان منصوب شد، از هر نظر پيشرفت نمودند. در سال 1264 فرماندار وقت با تصويب حق ويژه‏اي براي يهوديان، تجارت آزاد را براي آنها مجاز و آنها را به كشور خود دعوت نمود. لحاظ نمودن حق ويژه در سال 1334 ميلادي در كل لهستان اجباري شد. پس از آن يهوديان از امتيازات ويژه‏اي برخوردار شدند و از نظر حقوقي تحت نظارت مستقيم فرماندار بودند، در مراجع حقوقي شهرها با آنها برخورد نامناسب نمي‏شد ، هرگونه آسيب رساندن به آنها شامل پرداخت جريمه مي‏شد، متعلقات يهوديان از جمله عبادتگاه‏هاي آنها (كنيساها)، قبور و محل سكونت آنها مورد حفاظت قرار مي‏گرفت، متهم نمودن آنها در به صليب كشيدن حضرت مسيح ممنوع شد و آنها از هر جهت از آزادي كامل برخوردار شدند. بدين‏ترتيب يهوديان به عنوان گروهي كاملا مستقل و جدا از تقسيمات عمومي كشوري محسوب شدند. البته منشا اعطاي حقوق ويژه مذكور تنها كشور لهستان نبود. بلكه تصميم انسان دوستانه‏ اي بود كه در گذشته توسط پادشاه اتريش صورت گرفت و براساس آن اتهام، به صليب كشيدن حضرت مسيح توسط يهوديان رد شد.

مشكلات اوليه :
پيشرفت سريع يهوديان در حرفه‏ هاي مختلف باعث ايجاد رقابت اقتصادي و اجتماعي ميان آنها با جامعه اكثريت شد. اين امر باعث بروز برخوردهاي قديمي و اتهامات متداول گذشته شد كه گاه جريمه‏ هاي سنگيني نيز به دنبال داشت. آغازگر اين ناآرامي‏ها بعضي حكام بودند. در سال 1454 به دنبال حمايت يكي از راهبين و سخنراني ضد يهودي او در تعدادي از شهرهاي لهستان تظاهرات برگزار شد. اين ناآرامي‏ها كه در ابتدا جنبه اقتصادي داشت كم كم مبدل به مبارزه اي مذهبي و ضديهودي شد، اما وضعيت حقوقي يهوديان به علت وضع قوانين ويژه‏اي كه توسط حكام وضع شده بود از اهميت خاصي برخوردار بود. اعطاء اختيار كامل به يهوديان در امور مربوط به خود، آنها را موظف به مديريت كامل بر امور فرهنگي، آموزشي و حقوقي نمود.

قديمي‏ترين نوع مديريت كاملا يهودي مربوط به سال 1515 ميلادي در كراكاو مي شود كه از نظر ساختار شباهت بسياري به نوع مشابه خود در شهرهاي آلمان داشت. مديريت امور به كارمندان افتخاري سپرده مي‏شد، كه بيشتر از افراد مسن، حاخام‏ها و يا افرادي كه داراي مقام و منصب قضايي نيز بودند تشكيل مي‏گرديد. در صورت بروز اختلاف ميان يهوديان و مسيحيان يك قاضي يهودي لهستاني موضوع را قضاوت مي‎نمود. يهوديان نيز با توجه به محدوديت‏هاي موجود سعي در ايجاد منطقه‏اي كاملا مخصوص به خود داشتند كه در آن مسيحيان اجازه سكونت نداشته باشند. آنها در سال‏هاي 1568 و 1633 و 1645 ميلادي موفق به ايجاد چنين مناطقي در لهستان شدند.

از سال 1530 ميلادي مرجع داوري در لوبلين تشكيل يافت كه به دعاوي ميان يهوديان رسيدگي مي‏نمود. پس از آن از سال 1544 آنها موظف به انجام خدمت وظيفه سربازي و از سال 1549 موظف به پرداخت ماليات شدند.

حدود سال 79-1578 ميلادي مديريتي يهودي توسط پادشاه لهستان تشكيل شد. در راس اين مجمع يك رئيس قرار داشت و علاوه بر آن يك عضو به نمايندگي رهبر كل مذهبي وقت، مسئول انتشارات ديني و يك مقام مسئول مالي منصوب شدند. اين مجمع «وعد اربع اراخوت»ناميده شد و از سال 1581 فعاليت خود را در لوبلين آغاز نمود و تا سال 1764 به امور يهوديان رسيدگي مي‏نمود.

بدين‏ترتيب قرن شانزدهم حاكي از استواري انجمن‏هاي يهوديان، توان اقتصادي رو به افزايش يهوديان و توسعه مناسب استقلال به نحو مثبت بود.

قرن هفدهم :
در اين دوره گروهي از افراطيون مسيحي به نام «يزوييتن» برعليه يهوديان فعاليت مي‏كردند و در شهرهايي چون لوبلين باعث بروز حوادث خونباري براي انتقام خون حضرت مسيح شدند. علاوه بر آن به علت درگيري‏هاي شديد در اكثر شهرها، سكنه آنها در وحشت و نگراني زندگي مي‏كردند.

در سال 1648 ميلادي مبارزه‏اي از اوكراين عليه حكومت لهستان آغاز شد. اما اين مبارزه باعث ايجاد يك مقطع زماني تلخ و فراموش نشدني چه در تاريخ يهوديان لهستان و چه براي كشور لهستان شد. جنگ عليه اوكراين، روسيه، سوئد، تركيه و ديگر مناطق طي سال‏هاي 1648 تا 1717 باعث از بين رفتن بسياري از شهرها به ويژه مناطق زراعي شد. تعداد كشته‏شدگان طي اين سال‏ها بالغ بر هفتصدهزار نفر تخمين زده شد كه در اين بين 125000 نفر يهودي بودند.

بدين ترتيب يهوديت در لهستان نه تنها از نظر اقتصادي پيشرفت ننمود بلكه از نظر اجتماعي نيز متوقف شد. اما پس از سال 1717 ميلادي مجددا جامعه يهودي لهستان رشد خود را آغاز نمود و گروه حصيديم (بنيادگرايان يهودي) بنيان نهاده شد.

تقسيم لهستان :
تقسيم لهستان از نظر سياسي از قرن هجدهم ميلادي آغاز شد و اين امر باعث تقسيم يهوديت به سه قسمت مختلف شد. يهوديان ساكن پروس با جامعه اكثريت همگون شدند. اما يهودياني كه در بوكوانيا ساكن بودند مورد تحقير قرار مي‏گرفتند گرچه يهوديان هنوز مديريت خود را داشتند اما با آنها مثل برده‏ها برخورد مي‏شد. پادشاه وقت دستوري صادر نمود كه براساس آن يهوديان در نامگذاري فرزندان خود اختياري نداشته و به اجبار نامگذاري مي‏شدند و اكثرا هم براي آنها نام‏هاي ناشايست و سبك برگزيده مي‏شد. بدين‏ترتيب يهوديان اين منطقه تازه پس از آغاز جنگ جهاني اول پاي در مسير آزادي نهادند.

بخش اصلي يهوديان لهستان در قسمت غربي روسيه، ليتواني، اوكراين و پودولين سكني گزيدند كه البته ورود آنها به مركز روسيه در آن زمان مجاز نبود. در اين هنگام قانون اساسي روسيه كه هيچ‏گاه ديد مثبتي نسبت به يهوديان نداشت در حالي‏ كه آزادي فرهنگي را از آنها سلب نموده بود سعي در جذب يهوديان داشت.

poland_synagogue

تساوي حقوق :
تغييرات اساسي و مفيدي طي سال‏هاي 1848 تا 1859 ميلادي در مناطقي كه توسط اتريش اشغال شده بود صورت گرفت. اين تغييرات به مرور زمان به صورت قانوني درآمد. در نهايت در سال 68-1867 ميلادي برابري حقوق يهوديان اعلام شد. اما در ورشو تساوي حقوق وجود نداشت زيرا در قانون اساسي تنها اين حقوق براي مسيحيان تعريف شده بود. در سال 1821 ميلادي قوانين جديدي وضع شد و حتي «قيام نوامبر» در سال 31-1830 نيز تغييري در وضعيت حقوقي يهوديان ايجاد نكرد. مقامات دولتي از اجراي حقوق برابر براي يهوديان امتناع مي‏ورزيدند و از اجراي آن نگران بودند. اما آنها از 5 ژوئن 1862 به بعد به دنبال ارسال ابلاغي مجبور به اجرا رعايت حقوق يكسان شدند. اين امر پيشرفت فرهنگي و سياسي، تغيير در ساختار و اعتماد به نفس را براي يهوديان به همراه داشت.

دولت مدرن لهستان :
دولت مدرن لهستان سال‏ها قبل از شروع فاجعه جنگ جهاني دوم داراي سه گروه اصلي از يهوديان بود:

1- متعصبيني كه در تلاش ايجاد يك فرهنگ واحد بودند.

2- گروه‏هاي صهيونيستي با ديدگاه‏هاي مختلف مذهبي.

3- گروه متمايل به چپي‏ها كه با دو گروه ديگر در مبارزه بودند.

بدين ترتيب رقابت ميان طرفداران سه گروه وجود داشت و هر يك خواهان مديريت مستقل و در عين حال ييديش (فرهنگ و زبان يهوديان اروپاي شرقي) بودند.

در اكثر خانواده‏هاي يهودي گرايش سياسي ديده مي‏شد اگر چه آنها هميشه به علت سرگرم بودن با مشكلات مربوط به حفظ حيات خود از سياست دوري مي‏گرفتند. در سال 1912 در كاتووتيز يك ارگان جهاني از سوي يهوديان معتقد و پاي‏بند به كتاب مقدس به جهت اجرا و توضيح علايق مذهبي شكل گرفت. اين ارگان در سال 1921 علاوه بر ايجاد امكان تحصيل كتاب مقدس، اعانات نيز براي مصارف مذهبي جمع‏آوري مي‏كرد. به نظر مي‏آمد همه چيز در لهستان در راستاي حقوق يهوديان پيش مي‏رود. تعداد بي‏شماري مراكز فرهنگي و انتشاراتي مختلف در شهرهاي بزرگ تاسيس شد. علاوه بر آن يهوديان لهستاني در كنار رقباي روسي خود جزء موسيقي‏دانان مشهور به شمار مي‏رفتند. از همه مهم‏تر، زبان ملي آنها يا همان ييديش در روزنامه‏ها، كتب، تئاتر و حتي در فيلم‏ها جاي ثابتي پيدا نمود.

در پي انقلاب اروپا طي سال‏هاي 19-1917 كه شامل اروپاي مركزي و شرقي مي شد و يهوديان زيادي نيز در آن مشاركت داشتند، جمهوري مردمي لهستان پا گرفت كه البته قادر به حل مشكلات اجتماعي و اقتصادي نبود. اما با توجه به قانون اساسي كليه سكنه‏اش فارغ از مليت و مذهب خود از حقوق يكساني برخوردار بودند. حكومت جوان لهستان و البته يهوديان ساكن در آن در فاصله زماني دو جنگ جهاني در موقعيت سختي قرار داشتند. به ويژه در جنگ جهاني اول و جنگ‏هاي پس از آن يهوديان زيادي در لهستان، ليتواني، پودولين و اوكراين دچار فقر مالي شدند. به حدي كه در زير نقطه فقر زندگي مي‏كردند و تنها وابسته به كمك‏هاي انسان‏دوستانه سازمان‏هاي خيريه امريكايي- يهودي بودند.

آنها به تدريج متوجه افزايش فشار محيط شدند. موج كشتار يهوديان و حمله به آنها توسط مسيحيان آنها را وادار به ترك موطن نمود. تعداد كثيري از آنها به سوي اروپاي غربي، امريكاي شمالي و يا جنوبي و البته فلسطين مهاجرت نمودند. وضعيت اقتصادي، بيكاري و جو ضديهودي ميان سال‏هاي 1921 تا 1937 باعث مهاجرت بيش از 400000 يهودي به سوي اروپاي مركزي، و فلسطين شد. سرشماري سال 1931 در لهستان خبر از جمعيت 32 ميليوني مي‏داد كه ده درصد آنها يهودي بودند.42 درصد از اين جمعيت كوچك از طريق كار در كارخانجات، معادن، 36 درصد از راه تجارت و 20 درصد از طريق شغل‏هاي سطح بالايي چون طبابت، وكالت و يا آموزش امرار معاش مي‏نمودند. البته در اين مقطع زماني آمار بيكاري بسيار بالا بود، اما با آغاز جنگ جهاني دوم و تسلط آرام حكومت هيتلر بر سرنوشت ملت لهستان مهر سكوت بر لبان يهوديان زده شد.

نابودي در سال 1931 حدود 5/76 درصد يهوديان لهستاني در شهرها، 1/45 درصد اين عده در كارخانجات و 2/38 درصد در معاملات و امور بيمه اشتغال داشتند و بيش از يك سوم يهوديان اروپا در سال 1937 در لهستان سكونت داشتند.

poland_synagogue

با حمله سربازهاي نازي در سال 1939 به لهستان تلاشي يهوديت در اروپاي شرقي آغاز شد. حدود بيست هزار يهودي در «قيام سپتامبر» كشته شدند. يهوديان از سال 1940 در گتو محبوس شدند و از سال 1941 به فرمان رايش از گتو به بازداشتگاه‏هاي مرگ منتقل شدند. در سال 1941 اولين بازداشتگاه مرگ در «شلمنو» بنا شد. يهوديان به دستور حكومت آلمان از كل اروپا به بازداشتگاه‏ها منتقل و گروه زيادي از آنها به قتل رسيدند.

اين نابودي تنها به يهوديت محدود نمي‏شد بلكه كولي‏ها، اسلاوها با هزار بهانه ديگر انسان‏ها را به نابودي مي‏كشاندند نابودي دنياي حصيديم و زندگي سنتي يهوديان را نيز به دنبال داشت كه طي قرن‏ها در شهرهاي مختلف شكل گرفته بود. در اين شرايط هيچگونه تحليل و يا تفكر و منطقي پاسخگو نبود. وجود قتل‏گاه‏هايي چون آشويتس، مايدانك، ترزين اشتاد، داخاو و اماكن مشابه قابل درك نبود، بشريت ناظر ظهور غول فاشيزم بود.

آيا تنها دليل براي وجود چنين قتل‏گاه‏هايي و كشتن انسان‏ها در يهودي بودن يا كولي بودن آنها خلاصه مي‏شد ؟

به اين سؤال پاسخي به جز جنون قدرت شيطاني و نژادپرستي نمي‏توان داد.

وضعيت فعلي :
پس از هولوكاست، يافتن كوچك‏ترين اثري از يهوديت براي بازسازي مجدد آن در لهستان ناممكن بود. تعداد قليلي از يهوديان لهستاني به جاي مانده از جنگ بين سال هاي 1946 تا 1957 به اسرائيل مهاجرت كردند. وجود حكومت كمونيستي، كليساي كاتوليك و جامعه لهستان دلائلي بودند كه يهوديان را به مهاجرت تشويق نمودند.

در حال حاضر لهستان حدود ده هزار يهودي با جمعيت رو به افزايش دارد كه اكثر آنها در ورشو و كاراكاو ساكن هستند. علاوه بر آن هفته نامه اي به زبان ييديش- لهستاني و فصلنامه اي به زبان ييديش و خبرنامه اي مربوط به موسسه تاريخ يهوديت در ورشو منتشر مي‏شود.

 

 

 

Back Up Next

 

 

 

 

استفاده از مطالب اين سايت تنها با ذكر منبع (بصورت لینک مستقیم) بلامانع است.
.Using the materials of this site with mentioning the reference is free

این صفحه بطور هوشمند خود را با نمایشگرهای موبایل و تبلت نیز منطبق می‌کند
لطفا در صورت اشکال، به مسئولین فنی ما اطلاع دهید